ابو القاسم پاينده

67

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

ستاره دين نو أوج گرفت ومكة به قلمرو اسلام افتاد ، آن مردم معامله‌گر سودطلب كه همه چيز را بميزان دانك وقيراط مىسنجيدند با نرمشى عجيب رو بمسلمانى كردند ودشمنان ديروز ، مسلمانان امروز شدند كه سوداگران بودند وهمه جا سود خويش ميجستند . نامسلمانى ومسلمانى بهانه بود كه هدف ، يكى بيش نبود ومسلمانى دستاويز شد . پس از فتح مكة آن دم كه بلال از فراز كعبه گلبانگ اللَّه أكبر بر آورد همينان كه بزبان ، مسلمان وبه دل كافر بودند ، كفر خويش عيان كردند « 1 » وآن صبحگاه كه در تنگناى درهء حنين تفرقه در جمع اسلام افتاد سخنان كفر آميز گفتند كه جادوى محمّد ( ص ) باطل شد ومحمّد ومسلمانان قد علم نخواهند كرد وچون از ثبات تنى چند از مسلمانان بدل ، شكست محقق بفتح بدل شد باز همينان زبان بمسلمانى نهادند وهمهء غنايم هوازن خاص خويش كردند « 2 » . أبو سفيان ، دشمن شمارهء يك اسلام با دو پسرش يزيد ومعاوية هر كدام يك صد شتر وچهل كيل نقره گرفتند « 3 » وهمو در سفر حنين بدنبال سپاه ميرفت واز مخلّفات راه بار شتر خويش سنگين كرد وبعد از حنين مدد ومال از مدينه بدو ميرسيد « 4 » وديگر قرشيان كه تا هفتهء پيش علمدار جنبش ضد اسلام بودند واز ماجراجوئى ثمر نبرده بودند از اسلام دروغين خويش بهرهء گزاف بردند وهر كدام از غنائم حنين يك صد ودويست وسيصد شتر گرفتند . اما اين بزرگ منشى كه محمّد ( ص ) بجاى شمشير تيز كيسهء زر مىنهاد در دل اين دغلان اثر نداشت كه عمرى به كفر خو كرده بودند وهمه خاطرات قديم در ضمير خويش داشتند وپيوسته ميكوشيدند تا

--> ( 1 ) إمتاع الأسماع ( 2 ) انسان العيون ( 3 ) إمتاع الأسماع ( 4 ) أبو داود