ابو القاسم پاينده

66

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

چون بوزينگان بمنبر وى جست وخيز ميكنند ومردم را از راه بدر ميبرند واز آن پس تا هنگام مرگ وى را شادمان نديدند وآيهء شصتم از سورهء بني إسرائيل بتوضيح اين حال است كه : وَما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ . « 1 » در اينجا گوشه‌اى از زندگى رقت انگيز محمد ( ص ) نمايان مىشود كه از همهء مصيبت‌ها جانسوزتر است . تو گوئى باغبانى به نيروى خلّاق ايمان ، از تيغستانى صعب باغي فرحزا كرده ودر آن از همهء گل‌ها آورده به رنگ وبو دلفريب وجانفزا وناگاه به رؤياي صادق بيند كه سگ بچگان در باغ بتكاپو درند وگلها پا مال ورنجها هدر شده ! ورنج محمّد ( ص ) از اين سخت‌تر بود كه همهء علايق خويش به اسلام داده بود وخدا ميداند در طي بيست وسه سال وبيشتر در پى افكندن وبر آوردن اين كاخ رفيع مسلمانى از ابناي زمان وخاصه از امويان مكار دون كه با دودمان هاشم ، كينهء ديرين داشتند چه رنجها ديده بود ! خدايا در اين دنيا كه بارادهء خويش آفريده‌اى رنجها هست كه نه با كلمات عادى توان گفت ونه دراكه‌هاى معمولى درك آن توانند كرد . بايد آن حالات را داشت كه درك سوزش آتش جز به لمس نتوان كرد . محمّد ( ص ) همهء عمر از كيد قرشيان به رنج بود . در صبحگاه دعوت كه مسلمانان از تهديد دايم ايشان بخطر بودند گروهيشان از راه باب المندب آوارهء افريقا شدند وهمو با باقيماندهء مسلمانان ، محصور درّهء أبو طالب شد وآذوقه بر آنها بسته شد وعاقبت بدعوت كسان آواره قبايل شد واز خطر محقق به يثرب پناه برد . سلسله جنبان همه جنگ‌هاى خونين ، قرشيان بودند اما چون كارى از پيش نبردند و

--> ( 1 ) مستدرك