ابو القاسم پاينده
6
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
اكنون با سرعت واجمال زندگانى مرد بزرگى را كه اين مجموعهء سخنان ، نماينده روح بزرگوار اوست از نظر مىگذرانيم ، تا از قوت يقين وثبات ايمان أو وبالنتيجه از ارزش اخلاقى ونفوذ معنوي سخنانش آگاه شويم . * * * در سرزمينى دور از مدنيّت ، در ميان درّهاى خشك وبىحاصل ، طفلى يتيم كه از رعايت پدر ومحبت مادر محروم واز تعليم بىبهره بود پرورش يافت . طفوليت وى به گوسفندچرانى گذشت . فقير بود امّا امين ودرستكار بود وروح وى در معبر زندگانى ، از آلايش زشتى وپستى بر كنار ماند . در سن چهل سالگى بر ضدّ بتپرستى ، وپستى وبيدادگرى كه در آن روزگار ، در ميان مردمش سخت رواج داشت ، قد برافراشت ومردم عرب را كه دائما چون درّندگان با يك ديگر در جدال وستيز بودند ، به يگانگى خواند وگفت بايد از پرستش بتان چشم بپوشند وخداى يگانه وبىشريك را كه نزائيده وزائيده نشده وكسى همتاى أو نيست بپرستند وبا يك ديگر برادر وبرابر باشند وهيچ كس را جز به وسيلهء پرهيزگارى امتيازى ندهند . مالداران ومتنفّذان قريش كه تعليمات أو را مخالف مركزيّت مكة وبالنّتيجه ، منافى سيادت اقتصادى وديني وسياسي خود ميدانستند با تمام قوّت بمخالفتش برخاستند وتا آنجا كه قدرت ووسيله داشتند كوشيدند تا شايد أو را از اين راه بازگردانند . نخست أو را تهديد نمودند ، سپس به مال ومقام تطميع كردند ، اما از اين كارها ، سودى نبردند . پس از آن روابط خود را با أو وكسانش بريدند وآنها را در درّهاى محصور ساختند ، ولى أو از گفتار خويش دست بر نداشت وهمچنان در كار دعوت خود استوار بود . مالداران قريش كه أو را