ابو القاسم پاينده
46
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
جمع جايى جست ونشست وآن ديگر برون جمع جا گرفت ويكى برفت پيمبر گفت : « اين يكى از خدا جا خواست وجايش داد ، آن ديگر شرم كرد وخدا از أو شرم كرد وسوّمى روى از خدا بگردانيد خدا نيز روى از أو بگردانيد . » « 1 » با همهء مهربانى وفروتنى ، در دل كسان مهابتى داشت ، آن ياران ممتحن كه به نور تعليم وى روشن بودند غالبا در انجمن ، خاموش ومنتظر ميماندند تا بيگانهاى نامقيد به أدب حضور بيابد ودر سؤال بگشايد وپيمبر بسخن آيد وفايدهها ببرند . البتة آنها كه به سبق وهمّت وثبات وانس از ديگران ممتاز بودند از اين قيد آسودگى داشتند . علي ( ع ) گويد : « من هر روز وشب پيش وى ميرفتم ، هر جا بود ، با أو بودم گاه أو بخانهء من مىآمد ، وقتي نزد وى ميشدم خلوت ميكرد وزنان را برون ميفرستاد چون از أو ميپرسيدم جواب ميداد وچون ساكت مىشدم سخن آغاز ميكرد » « 2 » . در دوران مدينه كه اسلام أوج گرفته بود ، مستمعان به نقل سخنان وى رغبتي فوق العادة داشتند وآنها كه از قبايل دور ونزديك به يثرب مىشدند چيزى از گفتار پيمبر را ره آورد كسان خويش ميكردند . مسلّم است كه ابناي بشر به سماع وفهم وحفظ وامانت يكسان نيستند . در همان دوران بودند كسان كه به عمد ، يا غفلت ، گفتار وى را تحريف ميكردند ، يك بار بسخن ايستاد وگفت : « دروغ بر من فراوان ميزنند ، هر كه دروغى بمن ببندد ، جايگاهش از آتش پر شود « 3 » . » اما نقل دقيق گفتار خويش را مىپسنديد ، ميفرمود : « هر كه سخن من بشنود وبفهمد وبراي ناشنيده نقل كند ، خدايش سرسبز
--> ( 1 ) مسلم ( 2 ) كافى ( 3 ) كافى