ابو القاسم پاينده
42
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
آيات نبود وآن گفتگوها كه در انجمن خاص ميشد ، چون بيشتر بحث وترغيب بود نه أنشأ وتشريع ، كمتر مضبوط ماند كه غالب نو مسلمانان ، ايمانى چنان كه بايد قوى نداشتند وبا وجود وعدهء قرآن وتأييد پيمبر ، در آن ضعف وتشويق وبيم ، براي ضبط سخنانى كه بعدها بطلب آن شرق وغرب مىپيمودند ، شوق كافى نبود . به دوران مدينه مسجد محل نماز وگفتار وبحث وتوضيح وحلّ وعقد أمور شد . وافدان عرب در آنجا پذيرفته ميشدند وآن گروه مسلمانان كه از قبايل أطراف بودند ودر مدينه خانه وسامان نداشتند ، در صفّهء مسجد أقامت مىگرفتند . مسجد ، چهار ديوارى سادهاى بود كه بناى آن از همان روزهاى أول هجرت آغاز شد . هنگام ورود پيمبر بمدينه ، بسيار كسان ميزبانى وى را بجان مىخواستند ، اما گوئى بيم آن بود كه از همچشمىها رنجشى خيزد واز همان آغاز كار فتنههاى خفتهء أوس وخزرج كه در جاهليت أيام خونين داشت بيدار شود ، از اين رو وى در كوچههاى مدينه همچنان بر شتر خويش ميرفت تا شتر نزديك زمينى از دو طفل يتيم كه گوشهاى از آن نمازگاه أسعد بن زراره نقيب أنصار بود بخفت وپيمبر همهء زمين را به ده دينار خريد وخاصّ مسجد وخانهء خويش كرد وتا كار بنا پرداخته شود ، ما هي چند ، در خانهء أبو أيوب انصارى كه بنه وى بدان جا رفته بود ونزديك مسجد بود ومخلا بود كه أبو أيوب زن نداشت ، أقامت گرفت وبلافاصله بناى مسجد وخانههاى وى آغاز شد . خانه را در اينجا بمعنى أطاق بايد گرفت كه مترجمان حديث همه جا « دار » بمعنى « خانه » و « بيت » بمعنى « أطاق » را « خانه » گفتهاند . قسمتى از زمين ، خاص مسجد شد وأطراف قسمت ديگر به مرور