ابو القاسم پاينده

43

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

زمان ، اطاق‌هاى گلين بر آوردند كه در هر اطاقى يكى از زنان پيمبر جا مىگرفت . پايهء ديوار وهمهء درگاه مسجد را از سنگ بر آوردند وآنگاه ديوار باندازه قامتى با خشت بالا رفت . محمّد ( ص ) در حمل خشت با مسلمانان همدست بود وخشت به عباى خود نهاده پاى كار ميبرد ، چنان كه تنش خاك آلود شد . علي ( ع ) وعمّار در اين كار از ديگران نشاطي بيشتر داشتند كه خشتهاى سنگين را دو وسه وچهار بدوش ميبردند واز غبار آن باك نداشتند « 1 » . بر قسمتى از حياط طاقي از حصير بر ستون‌ها از تنه‌هاى خرما زدند وروى آن را گل ريختند ، اما گل اندك بود وهنگام باران آب گل آلود بر نمازگزاران ميريخت . يك بار پيمبر را گفتند : « اگر فرمودى گل بيشتر بر آن بريزيم كه آب نريزد ، يك بار نيز گروهى از أنصار مالي فرآهم كرده بياوردند كه اين مسجد بساز وزينت آن بيفزاى ، مگر تا چند توانيم زير اين حصيرها نماز كنيم ، وپيمبر فرمود : « نزديك وقوع قيامت ، مردم بزينت مسجدها تفاخر كنند » « 2 » ومسجد همچنان بود تا پس از أو تغييرها در آن دادند . زمين مسجد خاك بود وهر كس دامنى شن همراه ميبرد وبجاى خويش ميريخت كه هنگام نماز بخاك وگل آلوده نشود ، پيمبر اين بديد وفرمود : « فرشى نكوست . » وهمه مسجد را شن ريختند ، وهمهء زينت كه در ايّام پيمبر بمسجد وى كردند همين بود . در سالهاى أول وقتي پيمبر بسخن مىايستاد ، پشت به يكى از ستونها ميداد . بسال پنجم هجرت نجّارى از أنصار به تبع نمونه‌اى كه در شام ديده بود منبرى سه پله بساخت كه پيمبر هنگام سخن بر آن مىنشست « 3 » .

--> ( 1 ) في منزل الوحي ( 2 ) انسان العيون ( 3 ) الاعلاق النفيسة