ابو القاسم پاينده
40
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
سخنانش اشتياقى داشتند جاى توانست داد ، وهم در آنجا جماعت ، از كيد دشمن ، أيمن بود كه سر رشته داران خصومت ، همه مخزوميان بودند واين گروه معاند بحكم عرف وسنّت ميبايد حرمت خانهء هم قبيلهء خويش وهمهء آنها كه در جوار وى بودند نگهدارند . وبيشتر كلام اين ايّام توضيح أصول اسلام وتشويق خير وترغيب كمال واستقامت در شدايد بود كه تهديد مخالفان سخت بود وشمار آن كسان از نو مسلمانان خارج از حمايت قبايل كه بگناه مسلمانى از شكنجهء دشمنان جان بأخته بودند ، از انگشتان دو دست بيشتر شده بود واگر سخنان گرم وجاذب وى همّتها را قوت نميداد ، خدا ميداند آن گروه ناچيز كه در كأم خطر روزنهء توفيقي نمىديدند ، به وسواس ضمير فريبگر از بوتهء امتحانهاى سخت چگونه برون ميشدند ، براي تأييد مستضعفان ، حكايت از گذشتگان مىگفت . يك بار كه بعض ياران شكايت بدو بردند كه چرا از خدا فيروزى عاجل نخواهى ؟ بخشم آمد وگفت : « به روزگاران سلف يكى را گرفته گور وى مىكندند آنگاه ارّه بر سرش نهاده به دو نيمش ميكردند اما از دين خويش باز نمىگشت ويكى را با شانه آهنين گوشت وپى از استخوان جدا ميكردند اما از دين خود باز نميگشت » « 1 » وهم براي استوار كردن قدمها وگرم كردن دلها از پيشرفت دين خدا نويدها ميداد ، ميفرمود : « بخدا اين دين أوج مىگيرد تا آنجا كه سوار از حضرموت موت به صنعا رود وجز از خدايا از گرگ بر گوسفندان خويش بيم نكند » « 2 » صنعا پايتخت يمن ، در اقصاى جنوب شرق جزيره بر ساحل بحر احمر مجاور باب المندب است وحضرموت در جنوب جزيره هم بر ساحل درياست وبراي عبور از صنعا به حضرموت يك نيمه بيشتر عرض
--> ( 1 ) أبو داود ( 2 ) بخارى