ابو القاسم پاينده
39
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
خور تأويل باشد ، از انكار يا تأويل آن كدام مشكل مىآيد ! سخن از سخن محمّد ( ص ) داشتيم واين خوض كه در حالات وى كرديم بدنبال بحث از صدق دعوى بود وهم از آنرو كه سخن صداى ضمير سخنور است وفضل سخن از فضيلت سخنگو است . سخن كردن محمّد ( ص ) آداب خاص داشت . جز بموقع سخن نمىگفت وبيش از حاجت نميگفت . پيوسته در انديشه بود وگاهى خاموشى وى دراز ميشد وفرموده بود : « ما پيغمبران كمسخنيم « 1 » وهم ميفرمود : « خدا پرگوئى را دوست ندارد ، هر كه سخن بقدر حاجت كند خدايش سر سبز دارد « 2 » . وهم ميفرمود : « خدايم فرمان داده سخن كوتاه گويم « 3 » به عمّار صحابي معروف گفته بود : « نماز دراز وسخن كوتاه كن . » صدائى رسا داشت اما سخن آهسته مىگفت ، ميفرمود : « خدا بلند گفتن را دوست ندارد » سخن به تفارق مىگفت تا بمرور زمان در ضمير كسان نفوذ كند وملول نشوند « 4 » ميفرمود خدا ملول نشود مگر وقتي شما ملول شويد . كلمات را به تأنّى ادا ميكرد كه اگر خواستند توانستند شمرد « 5 » غالبا براي اطمينان از سماع وفهم هر سخن را سه بار مىگفت وبدنبال آن : اللّهمّ هل بلّغت ميگفت وگاه : اللّهمّ اشهد مىگفت وخدا را شاهد بلاغ خويش ميگرفت . سخن كردن وى به دوران مكة در آن انجمنها بود كه مسلمانان در خانهها داشتند . گوئى در سالهاى أول ، پيش از همه در خانهء أرقم مخزومى فرآهم ميشدند كه به كنارى بود ورفت وآمد آن جلب نظر نميكرد ووسعتى داشت وهمهء مسلمانان را كه به ديدار پيمبر واستماع
--> ( 1 ) اعجاز القرآن ( 2 ) عمده اين رشيق ( 3 ) أبو داود ( 4 ) مسلم ( 5 ) بخارى