ابو القاسم پاينده
23
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
از صنعت مترسّلان خوراك تازه ميجويد وپيوسته : هَلْ مِنْ مَزِيدٍ ميگويد ، شيوعى عجيب دارد كه در نتيجة آن هنر بيان حكايت سيمرغ وكيمياست . كلام محمّد ( ص ) از همهء آفات سخن آنچه گفتيم وآنچه نگفتيم وفهرست آن را در كتب بلاغت مىتوان جست بر كنار است كه سخن پيمبر ، پيمبر سخن است وفضل آن بر ديگر سخنان همان است كه پيمبر را بر ديگران بود . در بارهء گفتار محمّد ( ص ) سخن مفصّلتر از اين بايد گفت واين اجمالي از آن مقال است كه در وصف بلاغت وى بايد آورد كه مايه از بلاغت الهى داشت وآن شور نشور كه در عصر أول در أقوام صحرا فكند كه شتربانان تهامه وچوپانان نجد در مدتي كوتاه نظم جهان را دگرگون كردند وقارهها را بپاى نشاط پيمودند ، از قرآن واين گونه سخن كه در ضمير خود داشت مايه ميگرفت كه شعله بجانها ميزد : لما نشأت بعضّ إلى الأوثان وبغّض إلى الشّعر « 1 » آن قوّت وشكوه وجلوه ورونق كه قرآن وبيان محمّد ( ص ) داشت ، اين پندار را در مخالفان راسخ كرده بود كه أو را به شاعرى منتسب كنند كه معجز وى از نوع سخن بود ، غافل از آنكه تسخير قلوب ، با كلماتي كه همه وعظ وعبرت وپند ومثل است ، با كار شاعران ، تفاوت بسيار دارد كه همهء هنر شاعر ، كاهى را به مقام كوه بردن واز انبان خيال ، نقشهاى فريبا برون آوردن است . كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً « 2 » أفلاطون ، خرد پيشهء يونان ، در آن جمهورى پندارى ، شاعران را به طبقات جماعت نياورده كه با أوهام خويش فكر هموطنان
--> ( 1 ) حديث شريف . ( 2 ) نور ، 39 .