ابو القاسم پاينده
147
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
يكى از معاصران بر عنوان مجموعهء ما خرده گرفته كه از عنوان نهج الفصاحة بر كلمات پيمبر اين وهم تواند زاد كه وى تعليم ديده است ، أو بيش از اين نگفته ومن از گفتهء وى بيش از اين نتوانستم دانست كه اعتراضى واهى است حديث « انا افصح العرب » اگر متواتر نيست به شياع از أحاديث عادى برتر است وعنوان « افصح » كه پيمبر بخويش مىدهد كافى است كه مجموعهاى از كلمات أو را نهج الفصاحة توان ناميد كه نهج طريقهء روشن است وسخنان افصح عرب ، راه روشن فصاحت است . شايد اين معترض عزيز ، مطلب خويش را وارونه گفته وپنداشته عنوان نهج الفصاحة اين وهم تواند آورد كه رسول را معلّم فصاحت دانستهايم واگر چنين است حقا از واهى نيز واهىتر است . آن كس كه رموز كمال وخير وصلاح وتقوى بجهانيان آموخت از آموختن فصاحت چه وهنى تواند داشت ، وحقا مجموعهء ما براي آنها كه قوت ومايهاى در زبان عرب دارند تعليمنامهء فصاحت است كه ائمهء فن هم سخنند كه رموز بلاغت را بقواعد وأصول نمىتوان آموخت ، بلكه مؤانست ميراث فصحا تواند شعلهاى از آتش ايشان را بجان نو آموز افكند ، من ندانم از پس قرآن در زبان عرب مجموعهاى كه به فصاحت از اين قوىتر باشد از كجا خواهند جست ؟ ويكى از آنان كه هميشه عاشق مفقودند ودشمن موجود ، خردهاى ديگر گرفته كه ميخواستم خاموش از آن بگذرم كه گفته بود : « فلان ، يعنى من بنده ، اوجى عجيب گرفته كه گفتار خويش به گفتار پيمبر برابر كرده ودر يك صفحه نيمى از سخن رسول آورده ونيمى از سخن خويش ! » ندانم به نقض گفتهء أو بيش از آنچه گفته چه ميتوان گفت ، من از خويش گفتارى نداشتهام وسخنى نگفتهام واگر شورى به