ابو القاسم پاينده
105
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
بنويسم كه آن را تعليم دهند وهر كه مخالفت كند گردنش بزنم » « 1 » . پيداست منظور منصور اين بود كه مجموعهاى از أحاديث را رسمي كند كه حديث جز آن نگويند . اين كار را اگر به دوران اوّل از پس مرگ پيمبر كرده بودند خلط وتشويش حديث رخ نمىداد وبازار جاعلان دغل رواج نمىگرفت اما به دوران منصور ديگر دير شده بود ! با همهء آن كوششها كه براي ثبت حديث به دفترها ميشد ، بعضي حافظان ، در حفظ أحاديث قدرتى شگفت داشتند ، ابن عقده ( م 223 ) دويست وپنجاه هزار حديث با متن وسند بخاطر داشت « 2 » قاضى موصل دويست هزار حديث بخاطر سپرده بود « 3 » عبد اللَّه بن سلمان أشعث ( م 316 ) محدّث عراق به سجستان رفت وسى هزار حديث از حافظهء خويش بر مردم فرو خواند وچون مخالفانش از بغداد كس فرستادند وهمهء آن أحاديث بنوشتند ، وى را در شش حديث به خطا منسوب كردند كه فقط در سه حديث خطا كرده بود . « 4 » تنظيم آن مجموعهها كه مؤلفانش كوشش داشتند ، همه حديث صحيح در آن فرآهم كنند در ثلث دوم قرن سوم آغاز شد بخارى ( م 256 ) از آن مخلوط عجيب أوهام وأساطير كه از گفتار پيمبر چيزى بدان آميخته بود ، هفت هزار حديث برگزيد كه به پندار وى صحيح بود وبنام صحيح ملحق بنام وى معروفست . از حديث بخارى سه هزار مكرر است كه با اسناد مختلف آورده ونامكرر آن چهار هزار بيش نيست . از اين قرار از هفتصد هزار حديث متداول آن زمان از هر صد وپنجاه وبيشتر يكى را برگزيده پس از أو مسلم ( م 261 ) وأبو داود وترمدى ( م 279 ) وابن ماجة ( م 273 ) ونسائي ( م 303 )
--> ( 1 ) الجرح والتعديل ( 2 ) منتظم ( 3 ) همان كتاب ( 4 ) السبكي