ابو القاسم پاينده
104
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
پيشانى حكومت سياه امويان ستارهاى بود به أبو بكر بن حزم نوشت : « بنگر از حديث پيمبر هر چه هست بنويس كه بيم دارم علم از ميان برود وعالمان كم شوند وجز حديث پيمبر نقل مكن « 1 » . نخستين كس كه به دوران عمر بن عبد العزيز حديث فرآهم كرد ، محمّد بن شهاب زهرى فقيه حجاز وشام بود كه ميان محدّثان در بارهء امانت وى گفتگوهاست وپس از أو به قرن دوم ابن جريح در مكة وابن إسحاق ومالك در مدينه وربيع بن صبيح وچند تن ديگر در بصره وسفيان ثوري در كوفه واوزاعى در شام وهشيم در واسط ومعمر در يمن ، مجموعههائى از حديث صحيح فرآهم كردند كه در آن گفتار پيمبر با گفتهء أصحاب وفتواى تابعان بهم آميخته بود وتفريق حديث پيمبر از فتواى أصحاب ، از قرن سوم آغاز شد « 2 » . از دوران اوّل رسم بود كه در نقل وثبت حديث ، راوي ويا راويان را ياد ميكردند كه اعتبار حديث ، به راوي بود وهمهء آن عبارات كه در صدر حديث بذكر نام رواة اختصاص داشت سند حديث ناميده ميشد وهر حديث كه سند بدان پيوسته بود مسند بود وهر مجموعه كه حديث مسند در آن ثبت ميشد مسند نام مييافت » به قرن دوم در هر يك از نواحي اسلام مسندى فرآهم كرده بودند كه بنام آن معروف بود ، چون مسند بغداد ومسند مصر ومسند شام ومسند يمن « 3 » وچون زنان نيز به حديث اشتغال داشتند حديث ايشان را مسنده مىگفتند . « 4 » منصور دوانقى خليفه عباسى به مالك بن انس گفته بود : « ميخواهم اين حديث يكى كنم وبحاكمان واميران سپاه وقاضيان
--> ( 1 ) بخارى ( 2 ) مقدمه معرفة علوم الحديث ( 3 ) الجامع الفقه الاسلامي ( 4 ) رحله ابن بطوطة