جمال الدين محمد الخوانساري

91

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

صورتي چند بي جان يا جاندارى چند بي فيروزى ورستگارى ، پس اين وأو بمعنى « أو » است ، يا اين كه يك بار چنان مىبينم ويك بار چنين مىبينم ، وباقي كلام ظاهرست ومحتاج ببيان نيست . 9636 ما لا ينبغي أن تفعله في الجهر فلا تفعله في السّرّ . چيزى كه سزاوار نباشد كه بكنى آن را در آشكار پس مكن آن را در نهان يعنى هر كار بدى را كه در آشكار نكنى باعتبار شرم از مردم پس در نهان نيز مكن وشرم كن از خدا كه حاضرست در همه جا . 9637 ما أسرع السّاعات في الايّام ، وأسرع الأيّام في الشّهور ، وأسرع الشّهور في السّنة ، وأسرع السّنة في العمر . چه شتاب ميكند ساعتها در روزها ، وشتاب ميكند روزها در ماهها ، وشتاب ميكند ماهها در سال ، وشتاب ميكند سال در عمر ، غرض اينست كه عمر در نهايت شتاب مىگذرد پس در تهيّه گرفتن از براي رفتن نيز شتاب بايد كرد وتأخير نبايد كرد وچندان باكى از شدّت وسختى عيش آن نبايد داشت وبرفاهيت وسعت آن نيز چندان شاد نبايد بود . 9638 ما أنفع الموت لمن أشعر الايمان والتّقوى قلبه . چه سودمندست مرگ از براي كسى كه فرو گيرد بايمان وپرهيزگارى دل خود را ، وممكن است كه ترجمه اين باشد كه : از براي كسى كه بگرداند ايمان وپرهيزگارى را شعار دل خود يعنى بمنزلهء جامهء ملاصق آن ، وممكن است كه « أشعر » بصيغهء مجهول خوانده شود و « قلبه » بضمّ باء وترجمه اين باشد : از براي كسى كه بچسبد ايمان وپرهيزگارى بدل أو ، وحاصل هر سه يكيست .