جمال الدين محمد الخوانساري

70

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

9551 ما أقبح الكذب بذوي الفضل . چه زشت است دروغ بصاحبان فضل ، يعنى افزونى مرتبه يعنى بمردم بزرگ مرتبه . 9552 ما أقبح البخل بذوي النّبل . چه زشت است بخيلى بصاحبان نبل ، يعنى نجابت يا بلندى مرتبه يا تندى فطنت . 9553 ما آمن المؤمن حتّى عقل . ايمان نياورد مؤمن تا اين كه عالم شد . 9554 ما كفر الكافر حتّى جهل . كافر نشد كافر تا اين كه جاهل شد ، مراد از اين دو فقرهء مباركه مدح علم وذمّ جهل است ، واين كه مؤمن كه مؤمن شده مؤمن نشده تا عالم نشده وكافر كه كافر شده كافر نشده مگر بسبب اين كه جاهل برآمده وعالم نشده . 9555 ما بقاء فرع بعد ذهاب أصل . چيست بقاى فرعى بعد از رفتن اصلى ، استفهام انكاريست يعنى نيست ونمىتواند بود ومراد ترغيب بر محافظت بر أصل است در هر باب ، واين كه بعد از اين كه أصل از دست برود فرع را بقائى نباشد مثل اين كه كسى درخت ميوهء خود را ببرّد وميوهء آن را ضبط كند وحراست نمايد واز اين ظاهر مىشود كه اهتمام در حفظ أصول دين وتصحيح آنها بايد داشت نه اين كه مانند بسيارى از مردم آنها را مهمل گذارند وبفروع پردازند چه هر گاه آنها را از دست داده باشند فروع را چه بقائى باشد ، وسابق بر اين كلام معجز نظام چنانكه در نهج البلاغة نقل شده قدرى مذمّت دنياست بعد از آن فرموده‌اند : « وقد مضت أصول نحن فروعها فما بقاء