جمال الدين محمد الخوانساري

69

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

شكر كرده نشده نعمتها بمثل بذل آنها ، يعنى شكري از براي آنها مثل بذل آنها نيست ، آن بهترين شكرهاى آنهاست ، ومراد به « بذل آنها » صرف آنهاست در مصارف آنها ونگاه نداشتن آنها . 9546 ما حصّنت النّعم بمثل الانعام بها . محكم نگاهداشته نشده نعمتها بمثل انعام به آنها ، يعنى چيزى از براي محكم نگاهداشتن آنها مثل انعام از آنها نيست ، هر كه از نعمتهاى خود بديگران نيز انعام كند نعمتهاى أو پاينده ماند وبيفزايد . 9547 ما حصل الأجر بمثل الصّبر . حاصل نشده اجر وثواب بمثل صبر ، يعنى صبر قويترين أسباب اجر وثوابست وسببي از براي آن در مرتبهء آن نيست . 9548 ما حرست النّعم بمثل الشّكر . حراست كرده نشده نعمتها بمثل شكر ، يعنى از براي حراست ونگهبانى آنها چيزى مثل شكر نيست ، شكر آنها سبب پايندگى وافزونى آنها مىگردد چه سبب ديگر مثل اين مىتواند بود . ! ؟ 9549 ما شاع الذّكر بمثل البذل . شايع نگردد ذكر بمثل بذل ، يعنى شايع وفاش نگردد ذكر وياد كسى بخوبى بچيزى مثل بذل وعطا ، آن قويترين أسباب آنست . 9550 ما أذلّ النّفس كالحرص ، ولا شان العرض كالبخل . خوار نكرده نفس را چيزى مثل حرص ، وعيبناك نكرده عرض را چيزى مثل بخيلى .