جمال الدين محمد الخوانساري

46

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

نقصانى را كه در نفس أو باشد تا اين كه تدارك آن كند . 9443 من السّؤدد الصّبر لاستماع شكوى الملهوف . از مهمتريست صبر كردن از براي گوش انداختن بشكوهء ستمديدهء فريادرس طلبنده ، يعنى مهتر وسركردهء هر قومي بايد كه صبر كند بر اين . 9444 من المروّة احتمال جنايات الاخوان . از مروّتست تحمّل كردن گناهان برادران يعنى در گذشتن از آنها وتلافى - نكردن ، ودر بعضي نسخه‌ها « المعروف » بجاى « الاخوان » است وبنا بر اين أخت فقره سابق باشد نهايت معنى محصّلى ندارد زيرا كه « معروف » بمعنى « احسان » است وترجمهء اين مىشود كه از مروّتست تحمّل كردن گناهان احسان ، واين معنى معقولى ندارد مگر اين كه حذف مضافى شده باشد ومراد گناهان أهل احسان باشد وظاهر نسخهء اوّليست نهايت بنا بر آن فقرهء مفرده باشد بي أخت مانند فقرهء بعد . 9445 من أمارات الأحمق كثرة تلوّنه . از علامات أحمق بسيارى رنگ برنگ گشتن اوست يعنى اين كه عزم أو ثابت نباشد وهر عزم كه كند زود ترك دهد وعزم ديگر بر خلاف آن كند . 9446 من علامات حسن السّجيّة الصّبر على البليّة . از علامات نيكوئى خوى صبر كردن بر بلاست . 9447 من سعادة المرء أن تكون صنائعه عند من يشكره ، ومعروفة عند من لا يكفره . از نيكبختى مرد اينست كه احسانهاى أو نزد كسى باشد كه شكر كند أو را ، وانعامى كه كند نزد كسى باشد كه كفران نكند آنرا ، يعنى هر كه نيكبخت باشد