جمال الدين محمد الخوانساري

31

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

كه دارد در صاحب جاه گردانيدن أو نيز ، وممكن است كه ضمير « لطالبه » راجع بصاحب جاه باشد نه بجاه ، وترجمه اين باشد كه : بذل كند جاه خود را از براي طلب كننده از أو يعنى از براي كسى كه طلب حاجتي از أو كند يعنى كار فرمايد جاه خود را در بر آوردن حاجت أو وسعى كند باعتبار جاهى كه دارد در آن . 9365 من المفروض على كلّ عالم أن يصون بالورع جانبه ، وأن يبذل علمه لطالبه . از جملهء فرض كرده شده بر هر عالمي اينست كه نگاهدارد بپرهيزگارى جانب خود را واين كه عطا كند علم خود را از براي طلب كنندهء آن ، مراد به « نگاهداشتن » جانب خود بپرهيزگارى اينست كه رعايت جانب خود بكند وآنرا عزيز دارد بپرهيزگارى كه سبب عزّت نزد خدا وخلق مىگردد ، وپوشيده نيست كه اين مفروض وواجب شرعي است وامّا « عطا كردن علم خود بطلب كنندهء آن يعنى تعليم آن باو » پس بقدرى معرفت كه بر همه كس واجبست تعليم آن نيز واجبست باين معنى اگر ديگرى نباشد كه تعليم آن كند باو ، ويا كفائي اگر ديگرى باشد باين معنى كه تعليم آن بر هر يك از آنها واجب باشد وهمين كه يكى تعليم كند از ديگران ساقط شود ، واگر هيچيك تعليم نكنند همه معاقب گردند ، وامّا تعليم زيادة بر آن ، پس اگر چه فرض وواجب شرعي نباشد امّا از سنّتيهاى مؤكّدست هر گاه آن طلب كننده قابليّت آموختن آن داشته باشد واطلاق « مفروض » بر « مستحبّات مؤكّده » شايعست . 9366 من هوان الدّنيا على اللَّه أن لا يعصى الّا فيها . از خوارى دنياست بر خدا اين كه عصيان كرده نمىشود خدا مگر در آن ، يعنى اين معنى از جمله خواريهاى دنياست نزد خدا واز أسباب آنست ، يا اين كه از علامات خوارى وبي اعتباري دنيا نزد خدا اينست كه عصيان كرده نمىشود خدا مگر در آن ،