جمال الدين محمد الخوانساري
84
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
باشد دانش تو وعظيم باشد بردبارى تو . 7498 ليس بحكيم من ابتذل بانبساطه إلى غير حميم . نيست حكيم كسى كه نگهدارى نكند شكفته روئى خود را بسوى غير خويش ، مراد به « حكيم » چنانكه مكرّر مذكور شد صاحب علم راست وكردار درست است وغرض اينست كه حكيم نسبت بغير خويشان اندازهء شكفتهرويى خود را نگاه مىدارد وچندان زياد نمىكند كه باعث عدم وقع ووقار أو شود در نظر ايشان « 1 » . 7499 ليس بحكيم من قصد بحاجته غير حكيم . نيست حكيم كسى كه قصد كند بحاجت خود غير حكيمى را ، يعنى طلب كند حاجت خود را از غير حكيمى ، ودر بعضي نسخهها « كريم » بجاى « حكيم » است وبنا بر آن در ترجمه بجاى « غير حكيمى » : « غير كريمى » بايد ، ومراد به « كريم » چنانكه مكرّر مذكور شد شخص گرامى بلند مرتبه است يا صاحب جود وسخاوت . 7500 ليس من العدل القضاء على الثّقة بالظّنّ . نيست از عدل حكم كردن بنا بر اعتماد بر گمان ، مراد منع مردمست از عمل كردن ببدگمانى وحكم كردن ببدى كسى كه بدگمان شوند باو وبدكردن با أو بسبب آن واين كه اين منافى عدلست . 7501 ليس من الكرم تنكيد المنن بالمنّ . نيست از كرم تيره كردن نعمتها بمنت گذاشتن ، يعنى اين منافى كرمست ،
--> ( 1 ) نظير اين مضمونست قول سعدى ليكن در بارهء تواضع : « تواضع گر چه محمودست وفضل بيكران دارد * نشايد كرد بيش از حد كه هيبت را زيان دارد » وأمثال اين بيانات حكيمانه همه ناظر بحفظ روش اعتدال است كه در آن باره گفتهاند : « ز افراط وتفريط در كارها * به يك سوى شو گفتمت بارها » « ميانه نگه دار در هر عمل * چو خواهى كه خالى بود از خلل »