جمال الدين محمد الخوانساري

62

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

كه سبب عفو از آنها گردد مگر اين كه مراد عملي باشد كه البتة سبب جهنم شود وآمرزيده نشود مانند شرك هر چند اطلاق عمل بر آن بر سبيل مجاز باشد ، بنا بر آن ظاهرست كه رستگارى از جهنم بىترك آن نشود . 7405 لن يلقى جزاء الشّرّ الّا عامله . ملاقاة نخواهد كرد جزاى بدى را مگر كنندهء آن بدى ، يعنى بجزاى بدى كسى ديگرى معذّب نشود هر چند كمال ربط ميانهء ايشان باشد بخويشى يا محبت ودوستى . 7406 لن يجزى جزاء الخير الّا فاعله . جزا داده نمىشود جزاى خير مگر كنندهء آن چنانكه در جزاى بد مذكور شد . 7407 لن يلقى « 1 » الشّره راضيا . ملاقاة كرده نمىشود صاحب حرص غالب راضى ، مراد مذمّت حرص غالب است واين كه صاحب آن هرگز راضى وخشنود بدادهء حق تعالى نمىشود وهر چه داده شود ناراضى باشد وزيادة بر آن خواهد . 7408 لن يلقى المؤمن الّا قانعا . ملاقاة كرده نمىشود مؤمن مگر قانع ، يعنى هميشه مؤمن قانع است به آن چه داده شده . 7409 لن يلقى العجول محمودا .

--> ( 1 ) مىتواند بود كه اين كلمه در اين فقره ودو فقرهء آينده بفاء خوانده شود در أقرب الموارد گفته : « ألفاه الفاء وجده » ودر منتهى الإرب گفته : « الفاء يافتن ووارسيدن چيزى را » . پس بنا بر اين معنى اين مىشود كه : يافته نمىشود هرگز حريص وطمعكار راضى » وهمچنين در دو فقرهء آينده .