جمال الدين محمد الخوانساري
63
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
ملاقاة كرده نمىشود بسيار تعجيل كننده ستايش كرده شده ، يعنى كسى كه در كارها بسيار تعجيل كند وبىتأمل وتفكر در عاقبت آنها كند هرگز مدح وستايش كرده نشود حتى اين كه اگر بر سبيل اتّفاق كار درستى بكند باز مردم مذمّت أو ميكنند كه بد كرد كه تعجيل كرد نهايت چنين اتّفاق افتاد كه درست نشست . 7410 لن يصفو العمل حتّى يصحّ العلم . صاف نمىشود عمل تا اين كه صحيح شود علم ، يعنى عملي كه از روى علم صحيح نباشد صاف نباشد . 7411 لن يثمر العلم حتّى يقارنه الحلم . ميوه نمىدهد علم ودانش تا اين كه همراه شود آنرا حلم وبردبارى . 7412 لن ينجع الأدب حتّى يقارنه العقل . نفع نمىدهد أدب تا اين كه همراه شود آنرا عقل ، ظاهر اينست كه مراد به « أدب » اخلاق حسنه باشد يا آدابى كه از براي چيزها در شرع يا عقل مقرّر شده ومراد اينست كه آنها بىعقل وزيركى چندان سودى ندارد عمدهء مزيّت آدمي عقل وزيركى است ومزاياى ديگر هرگاه بىآن باشد چندان نفعي ندارد . 7413 لن يجدي القول حتّى يتّصل بالفعل . سود نمىدهد گفتار تا بپيوندد بكردار ، يعنى تا وقتي كه بپيوندد بكردار وضمّ شود با آن . 7414 لن يتعبّد الحرّ حتّى يزال عنه الضّرّ . بنده گردانيده نمىشود حرّ تا اين كه زايل كرده شود از أو ضرّ ، « حرّ » بضمّ حاء وتشديد راء هر دو بىنقطه بمعنى آزادست ، و « ضرّ » بضمّ ضاد با نقطه وتشديد راء بىنقطه بمعنى بدى حال ، ومراد اينست كه مرد آزاده بندهء كسى نمىشود ومطيع