جمال الدين محمد الخوانساري
59
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
ديگر كه آن طغيانكردن در توانگريست وتجاوزكردن از حدّ خود بسبب آن . وان عضّته الفاقة شغله البلاء . واگر بگزد آن را درويشى مشغول سازد آن را بلا ، يعنى مشغول شود باندوه آن بلا ونپردازد بأمور معاش ومعاد خود ، پس آنچه در فقرهء سابق مذكور شد افراطيست كه در وقت توانگرى مىدارد ، واين تفريطيست كه در وقت درويشى مىدارد ، وحكمت توسّط ميانهء آنهاست در هر حال كه نه از حدّ در گذرد ونه تقصير كند در كردن آنچه بايد كه بكند . وان جهده الجوع قعد به الضّعف . واگر بتعب اندازد آن را گرسنگى بنشاند آنرا ضعف وناتوانى . وان افرط به الشبع كظّته البطنة . واگر از حدّ بگذرد آنرا سيرى بتعب اندازد آنرا امتلاى شكم ، پس در فقرهء سابق اشاره است بيك ضدّى كه آن ضعف وناتوانيست كه در حال گرسنگى عارض مىشود وبمنزلهء تفريط است ودر اين اشاره است بضدّ ديگر كه ثقل وگرانيست كه در سيرى زياد بهم مىرسد وبمنزلهء افراطست پس حكمت آنست كه توسّط ميانهء آنها را داشته باشد كه نه پر گرسنه باشد كه ناتوان گردد ونه پرسير كه ثقيل وگران شود « 1 » وممكن است كه « بودن ضعف وگزيدن امتلاء » بر طرفي « 2 » تفريط وافراط منظور نباشد بلكه منظور همين بودن گرسنگى زياد وسيرى زياد باشد بر طرفي تفريط وافراط واين كه حكمت توسّط ميانهء آنهاست . فكلّ تقصير به مضرّ وكلّ افراط له مفسد .
--> ( 1 ) سعدى در اين باب نيكو سروده است : « نه چندان بخور كز دهانت برآيد * نه چندان كه از ضعف جانت برآيد » يعنى نه چندان گرسنه بمان . ( 2 ) يعنى بر دو طرف وأصل آن « طرفين » بوده بجهت اضافه نونش ساقط شده مطابق قاعدهء عربى در اضافهء تثنيه .