جمال الدين محمد الخوانساري
45
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
هر جزئي هر حيواني مر كلى آنرا در حلّيّت وحرمت ، وهمچنين ساير جزئيات وكليّات ، ويا طلب كردن هر جزئي كلّى خود را مانند طلب كردن هر جزئي از خاك كلى خود را ، وهمچنين ساير عناصر ، يا باعتبار طلب مكان آن چنانكه مشهورست ميانهء حكما ومتكلمين ، ويا باعتبار طلب هر يك اتصال بكلى خود را چنانكه رأى ثابت بن قرّه است . وممكن است كه « لترجعنّ » بكسر لام وصيغهء مجهول از باب افعال خوانده شود وترجمه اين باشد كه : بايد برگردانيده شود فرعها بر اصلهاى آنها ، تا آخر ، وغرض اين باشد كه بايد كه استنباط هر فرعى را از أصل آن كرد ، يعنى از قاعدهء كلى كه متضمن آن باشد چه آنچه معلوم تواند شد بحسب عقل يا شرع نيست مگر قاعدهء كلى واستنباط حكم فروع وجزئيات آن نمىتوان كرد مگر برجوع بآن ، وبنا بر اين ممكن است كه مراد به « معلولات » نيز همين باشد بنا بر اين كه قواعد كليه علل علم بفروع باشند ، وهمچنين مراد به « جزئيات وكليات » همين باشد واين ظاهرست ، پس هر دو تأكيد سابق باشد . وممكن است كه مراد به « برگردانيدن معلولات بعلل » اين باشد كه علم بمعلول حاصل نشود مگر از علم بعلت چنانكه شيخ أبو على در كتاب شفا تحقيق كرده هرگاه غرض علم يقيني باشد وبنا بر اين اين تأسيس باشد ، ومراد به « جزئيات » و « كليات » همان فروع وأصول باشد وتأكيد اوّل باشد . وپوشيده نيست كه بعضي از احتمالات مذكوره بر تقدير صحت نسبت اين كلام بآن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه بسيار بعيدست نهايت صحت آن هم معلوم نيست ودر كتاب ديگر بنظر نرسيد ودور نيست كه كلام يكى از حكما يا صوفيه باشد « 1 » . وبعضي سهوا يا از براي ترويج آن نسبت بآن حضرت داده باشند وبنا بر اين همهء احتمالات مذكوره محتمل است ، واللّه تعالى يعلم . 7368 للظّالم من الرّجال ثلاث علامات ، يظلم من فوقه بالمعصية ،
--> ( 1 ) استعمال « معلول » و « علت » و « جزئي » و « كلى » اين نظر را تأييد ميكند .