جمال الدين محمد الخوانساري
44
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
از آنچه خواهد شد بعد از قيام حضرت صاحب الزّمان صلوات اللّه وسلامه عليه چنانكه ابن أبي الحديد از اماميه نقل كرده كه بر آن حمل كردهاند ، يا از آنچه واقع شد از رجوع خلافت بآن حضرت واقبال دنيا بسوى أو « 1 » صلوات اللّه وسلامه عليه ، وأول ظاهرترست خصوصا بنا بر وجه أول كه مذكور شد از براي تشبيه به « ضروس » ، زيرا كه مهربانى كامل آن مهربانى آنست « 2 » كه واقع خواهد شد در آن زمان وآنچه واقع شد چندان مهربانيى نبود از آن بلكه متضمن كمال عداوت ودشمنى آن بود چنانكه پوشيده نيست . 7367 لترجعنّ الفروع على أصولها ، والمعلولات إلى عللها ، والجزئيّات إلى كلّيّاتها . هر آينه بر مىگردد البتة فرعها بر أصلهاى خود ، ومعلولها بسوى علتهاى خود ، وجزئيها بسوى كليهاى خود ، مراد به « برگشتن فرعها بر اصلهاى خود » يا برگشتن هر كس است بر أصل ونژاد خود ، واين كه هر كه را أصل ونژاد پاكيزه ونيكو باشد أو نيز پاكيزه ونيكو باشد ، وهر كه را أصل ونژاد بد باشد أو نيز بد باشد ، يا رجوع هر كسى بطينت خود بهمان دستور بنا بر اختلاف مردم در طينت چنانكه در أحاديث بسيار واقع شده ، ويا برگشتن نتايج بر مقدّمات وصحت آنها نزد صحت مقدّمات وفساد آنها نزد فساد آنها ، ودر « برگشتن معلولها بسوى علتها » نيز هر يك از اين احتمالات باشد ، پس ممكن است حمل هر يك از آنها بر يكى كه غرض تأكيد باشد يا حمل هر يك از آنها بر محملى غير محمل ديگر تا تأسيس شود ، ومراد به « برگشتن جزئيها بسوى كليهاى خود » يا يكى از دو احتمال اوّل است وتأكيد يا تأسيس است ، وتابع بودن هر جزئيست مر كلى خود را در أحكام مثل تابع بودن
--> ( 1 ) يعنى أمير المؤمنين علي عليه السلام پس « آنچه واقع شد » يعنى در زمان خلافت ظاهري أو . ( 2 ) كذا واگر اين طور مىفرمود : « ومهربانى كامل آن مهربانى است » روشنتر فهميده مىشد .