جمال الدين محمد الخوانساري
453
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
آن شكر را دست آويز سؤال خود كرده است ، ودر بعضي نسخ « غيرك » بجاى « معروفك » نقل شده است وبنا بر اين معنى آن اينست كه : هر كه شكر كند بسوى تو غير ترا يعنى كسى كه بتو شكر غير ترا كند آن از براي اينست كه از تو نيز توقّع احسان دارد وباين وسيله سؤال ميكند از تو كه احسان كنى باو . 9140 من قبل معروفك فقد باعك عزّته ومروءته . هر كه قبول كند احسان ترا پس بتحقيق كه فروخته بتو عزّت ومروّت خود را از جهت طلب احسان تو ، مراد به « مروّت » آبرو وآدميّت است يعنى تا كسى عزّت ومروّت خود را نفروشد زير بار قبول احسان ديگرى نمىرود پس احسان كننده نبايد احسان خود را بزرگ شمارد كه هر قدر بزرگ باشد نمىتواند با عزّت ومروّت سائل قبولكننده همسنگ باشد كه در مقابل سؤال از أو وطلب احسان أو از دست داده است وبا وجود آن روا نباشد كه احسان را بزرگ شمرد هر چند كه بزرگ باشد . 9141 من قبل معروفك فقد أذلّ لك جلالته وعزّته « 1 » . هر كه قبول كند احسان ترا پس بتحقيق كه ذليل وخوار كرده از براي تو بزرگى خود را وعزّت خود را ، يعنى خود را از جهت طلب احسان تو خوار وبىمقدار كرده ودر حقيقت بمنزلهء آنست كه بزرگوارى خود را از جهت طلب احسان تو فروخته وبهاى آن گردانيده است چنانكه در شرح فقرهء سابق گذشت . 9142 من صحّت معرفته انصرفت عن العالم الفاني نفسه وهمّته . هر كه صحيح باشد معرفت أو برگردد از عالم فانى نفس أو وهمّت أو يعنى عزم أو .
--> ( 1 ) اين حديث در چاپ هند هست ( رجوع شود بصفحهء 341 ، سطر 3 ) ليكن در چاپ صيدا بنظر نمىرسد ( رجوع شود بصفحهء 221 ، سطر 11 ) ومكرّر گفتهايم كه نسخهء شارح ( ره ) مطابق با نسخهء بوده كه در هند چاپ شده است واين مورد نيز يكى از امارات صحّت مدّعاى مزبور است .