جمال الدين محمد الخوانساري
424
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
هر كه تدارك وبازيافت أحوال نفس خود نكند سخت باشد درد أو وعاجز گرداند شفاى أو ونيابد طبيب را ، « عاجز گرداند شفاى أو » يعنى عاجز گرداند معالج را از تدبيري براي آن ، و « نيابد طبيب را » يعنى طبيبى را كه علاج أو تواند كرد . 9026 من قصّر في العمل ابتلاه اللَّه سبحانه بالهمّ ، ولا حاجه للَّه فيمن ليس له في نفسه وماله نصيب . هر كه كوتاهى كند در عمل گرفتار گرداند خداى سبحانه أو را باندوه ، ونيست حاجتي مر خدا را در كسى كه نبوده باشد براي أو در نفس أو ومال أو بهرهء ، « كوتاهى كند در عمل » يعنى در عمل از براي خدا وآخرت ، ومراد به « اندوه » اندوه اخرويست بلكه دنيوي نيز ، و « نيست حاجتي مر خدا را » يعنى أو را از نظر لطف وتوجّه خود مىاندازد مانند كسى از ما كه هيچ نحو حاجتي بكسى نداشته باشد نه از براي دنيا ونه از براي آخرت كه متوجّه أو نمىشود ، و « نبوده باشد براي أو » يعنى براي خدا يا براي آن كس ، و « در نفس أو » يعنى در اعمالي كه كند نصيب وبهرهء از براي خدا در آنها نباشد يا نصيبي از براي أو يعنى از براي آخرت أو ، زيرا كه نصيب وبهرهء كه بكار أو آيد همانست ، وهمچنين در مال أو نصيبي از براي خدا نباشد يعنى چيزى از آن در راه خدا صرف نكند يا از براي أو نباشد يعنى از براي آخرت خود چيزى از آن صرف نكند . 9027 من طال حزنه على نفسه في الدّنيا أقرّ اللَّه عينه يوم القيامة وأحلّه دار المقامة . هر كه دراز كشد اندوه أو بر نفس خود در دنيا ، سرد گرداند خدا چشم أو را روز قيامت ، وفرود آورد أو را در سراى أقامت ، مراد به « اندوه بر نفس خود » اندوهيست كه از براي آخرت خود باشد واز خوف از آن و « سرد گردانيدن چشم »