جمال الدين محمد الخوانساري
425
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
كناية از شاديست باعتبار اين كه در شادى أشك سردى آيد چنانكه قبل از اين مذكور شد ومراد « بسراى أقامت » بهشت است كه محلّ قرار واستقرارست . 9028 من توكّل على اللَّه ذلّت له الصّعاب ، وتسهّلت عليه الأسباب ، وتبوّأ الخفض والكرامة . هر كه توكّل كند بر خدا ، نرم گردد از براي أو سختها ، وسهل شود بر أو أسباب ، وفرود آيد در وسعت وكرامت ، مراد به « أسباب » أسباب حصول مطالب ومآرب دنيوي واخروى اوست . 9029 من اتّخذ دين اللَّه لهوا ولعبا أدخله اللَّه سبحانه النّار مخلّدا فيها . هر كه فرا گيرد دين خدا را بازى ولهو داخل گرداند خداى سبحانه أو را در جهنّم پاينده در آن ، مراد به « فرا گرفتن دين بازى ولهو » اينست كه آنرا از روى حكمت ومصلحت نداند بلكه بازيچه شمارد يا اين كه تصلّب واهتمام نداشته باشد در آن ، هر وقت كه خواهد عمل كند بآن ، وهر وقت كه نخواهد ترك كند مانند كسى كه با چيزى بازى كند . 9030 من عظمت الدّنيا في عينه وكبر موقعها في قلبه آثرها على اللَّه وانقطع إليها وصار عبدا لها . هر كه عظيم باشد دنيا در چشم أو ، وبزرگ باشد وقع آن در دل أو ، برگزيند آنرا بر خدا وبريده شود بسوى آن وبگردد بندهء آن ، مراد اينست كه آدمي بايد كه تأمّل وتفكّر كند در أحوال دنيا وبىاعتبارى آن وآميختگى آن نعمتها ولذّات آن باضعاف آن از محنتها وآلام تا اين كه ظاهر شود بر أو خسّت ودنائت آن وبزرگ ننمايد در چشم أو وبزرگ نشود وقع آن در دل أو ، واگر نه باعتبار بودن آن حاضر وعاجل ومشاهد ومعاين قوى گردد آن در چشم ودل أو تا اين كه برگزيند