جمال الدين محمد الخوانساري
421
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
9013 من حارب النّاس حرب ، ومن أمن السّلب سلب . هر كه جنگ كند با مردم ربوده شود أموال أو ، وهر كه أيمن نشيند از ربوده شدن أموال ربوده شود أموال أو ، وممكن است كه اين نيز تتميم مضمون فقرهء سابق باشد ومراد اين باشد كه : در دنيا چاره نتوان كرد از براي حفظ ونگاهدارى متاع آن اگر كسى جنگ كند با مردم غلبه كنند بر أو وتاراج كنند أموال أو را ، واگر أيمن نشيند از تاراج ايشان نيز تاراج كنند ، وممكن است كه متعلّق بفقرهء سابق نباشد ومراد پند اين باشد كه : با مردم جنگ وجدال نبايد كرد كه آن باعث اين مىشود كه أموال أو را بتاراج ببرند وأيمن هم از تاراج ايشان نبايد نشست كه باز ايشان فرصت يابند وأموال أو را تاراج كنند بلكه بايد كه در تدبير أحوال خود بود با دوستى ولطف ومهربانى با مردم . 9014 من خاف اللَّه آمنه اللَّه سبحانه من كلّ شيء . هر كه بترسد از خدا أيمن گرداند أو را خداى سبحانه از هر چيز . 9015 من خاف النّاس أخافه اللَّه سبحانه من كلّ شيء . هر كه بترسد از مردم بترساند أو را خداى سبحانه از هر چيز . 9016 من جعل ملكه خادما لدينه انقاد له كلّ سلطان . هر كه بگرداند پادشاهى خود را خدمت كننده از براي دين خود ، فرمانبردارى كند از براي أو هر پادشاهى ، مراد به « گردانيدن پادشاهى خدمت كننده از براي دين » اينست كه آن را در رواج دين خود صرف كند . 9017 من جعل دينه خادما لملكه طمع فيه كلّ انسان . هر كه بگرداند دين خود را خدمت كننده از براي پادشاهى خود طمع كند در أو هر آدمي ، مراد به « گردانيدن دين خود خدمت كننده از براي پادشاهى خود » اينست كه آنرا تابع پادشاهى خود گرداند هر حكمي در آن كه باعتقاد أو در پادشاهى أو