جمال الدين محمد الخوانساري

413

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

واز « جنگ با أو » عصيان ونافرمانى أو واز « جنگ خدا با أو » غضب كردن بر أو وانتقام كشيدن از أو در دنيا ، يا آخرت ، يا هر دو . 8980 من لم يكن أفضل خلاله أدبه كان أهون أحواله عطبه . هر كه نبوده باشد افزونترين خصلتهاى أو أدب أو بوده باشد سهل‌ترين أحوال أو هلاكت أو ، مراد ترغيب در ادبست واين كه آن افزونترين خصلتهاست ، وهر كه آنرا نداشته باشد بوده باشد سهل‌ترين أحوال أو مرگ يعنى ببلاها گرفتار گردد در دنيا يا آخرت يا هر دو كه همهء آنها سخت‌تر وشديدتر باشد از مرگ وشدائد آن « 1 » . 8981 من لم يحط النّعم بالشّكر لها فقد عرّضها لزوالها . هر كه فرو نگيرد نعمتها را بشكر از براي آنها پس بتحقيق كه در آورد آنها را در معرض زوال آنها . 8982 من لم يحتمل مؤنة النّاس فقد أهّل قدرته لانتقالها . هر كه بر ندارد وبر خود نگيرد مؤنت واخراجات مردم را پس سزاوار گردانيده قدرت ومكنت خود را از براي انتقال آن . 8983 من لم يتحرّز من المكايد « 2 » قبل وقوعها لم ينفعه الأسف بعد هجومها . هر كه احتراز نكند از مكرها پيش از وقوع آنها سود ندهد أو را تأسّف خوردن بعد از رسيدن آنها ناگاه ، مراد ترغيب در اينست كه آدمي از مكر وحيله‌ها پيش از

--> ( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية گفته : « هرگاه مرگ افزونترين خصلتها باشد پس كسى كه افزونترين خصلتهاى أو أدب أو نباشد كسى خواهد بود كه أدب نداشته باشد » . ( 2 ) « مكايد » چون أصل آن أجوف يائيست از قبيل « معايش » و « معايب » پس ياء آن در جمع قلب بهمزة نخواهد بود .