جمال الدين محمد الخوانساري
407
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
هر كه لازم باشد مشورت كردن را نباشد نيابنده نزد درست مدح كنندهء را ، ونزد خطا عذر خواهندهء را ، مراد ترغيب در مشورت كردنست در كارها ، ولازم آن بودن واز آن جدا نشدن ، واين كه هر كه چنين كند آنچه كند اگر درست باشد مردم مدح أو كنند واگر خطا كند عذر گويند كه تقصيري نكرده أو بذل جهد خود كرده نهايت درست ننشسته « 1 » ، بخلاف اين كه مشورت نكند كه اگر خطا كند همه كس توبيخ وسرزنش أو كنند كه چرا مشورت نمىكرد بلكه اگر درست شود نيز مدح أو نكنند بلكه ذمّ أو كنند كه مشورت نكرده نهايت بحسب اتّفاق درست نشسته . 8957 من آثر رضى ربّ قادر فليتكلّم بكلمة عدل عند سلطان جائر . هر كه اختيار كند خشنودى پروردگار توانائى را پس سخن گويد بكلمهء عدلى نزد پادشاه ستم كنندهء ، يعنى كلمهء عدلى گفتن نزد پادشاه ستم كنندهء از براي رفع ستم أو سبب خشنودى پروردگار قادر مىگردد ، پس هر كه آنرا خواهد خود را از آن معاف ندارد وظاهر اينست كه وصف حقّ تعالى به « قادر » در اينجا از براي اين باشد كه از اين سخن گفتن نبايد ترسيد حقّ تعالى قادر وتواناست ، هرگاه داند كه أو از براي رضا وخشنودى أو مىگويد نگذارد كه باو ضررى بسبب آن برسد . 8958 من لم يجاز الإساءة بالاحسان فليس من الكرام . هر كه جزا ندهد بدى را باحسان پس أو نيست از مردم گرامى بلند مرتبه . 8959 من لم يحسن العفو أساء بالانتقام . هر كه نيكو نكند عفو را بد كند بانتقام ، مراد ترغيب در عفو ودر گذشتن از گناهست واين كه آن نيكوست وانتقام بدست ، پس كسى كه آن خوبى را نكند بايد كه آن بدى را بكند .
--> ( 1 ) « درست نشستن » كناية از اصابهء تدبير وراست ودرست بودن آنست .