جمال الدين محمد الخوانساري

408

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

8960 من لم يرض بالقضاء دخل الكفر دينه . هر كه راضى نباشد بقضا وقدر حقّ تعالى داخل شود كفر در دين أو ، يعنى هر كه راضى نباشد به آن چه حقّ تعالى تقدير كرده از براي هر كس از نصيب وبهرهء أو از روزى وغير آن پس دين أو خالى از كفرى نيست ، زيرا كه عدم رضاى بآن بقرائن نمىشود كه آن را موافق حكمت ومصلحت نداند وطريق ديگر را بر آن ترجيح دهد ، واين يا باين مىشود كه حقّ تعالى عالم بآن وجه أحسن نبوده باشد وندانسته خلاف آن تقدير كرده باشد ، ويا اين كه قادر بر آن وجه أحسن نبوده باشد ، ويا اين كه با وجود علم وقدرت بر آن حيف وجورى بر بعضي كرده باشد ، واحتمال هر يك از اينها كفرست نعوذ باللّه منه . 8961 من لم يوقن بالجزاء أفسد الشّكّ يقينه . هر كه يقين نداشته باشد بجزا فاسد كند شكّ يقين أو را ، يعنى هر كه يقين نداشته باشد بجزا دادن حقّ تعالى اعمال را پس شكّ در آن فاسد كند يقين أو را بأحوال مبدأ نيز يعنى يقين بوجود حقّ تعالى وعلم وقدرت وتميز أو از قبايح ، زيرا كه با وجود علم وقدرت أو عقل صحيح حكم ميكند بوجوب جزا دادن تكليفات وطاعات وعبادات ، وبازخواست كردن از ظالم وقبح ترك آن واخلال بآن ، پس كسى كه شكّ كند در آن بايد كه يقين نداشته باشد بيكى از آنها ، وظاهرست كه شكّ در هر يك از آنها كفرست واين قطع نظر از اينست كه جزا دادن نيز باخبار كتب ورسل ثابت شده وانكار آن نيز كفرست ، وممكن است كه مراد به « يقين نداشتن بجزا وشكّ در آن » ولوع « 1 » بمعاصى ومنكرات باشد كه مظنّهء آن مىشود ، وگويا كه بمنزلهء آنست ومراد اين باشد كه : عصيان زياد منتهى شود بفاسد شدن يقين وتباه شدن دين ، نعوذ باللّه منه .

--> ( 1 ) در غياث اللغات گفته : « ولوع بضمّتين حريص شدن وبفتح اوّل وضمّ ثاني حريص ، از منتخب وصراح » .