جمال الدين محمد الخوانساري
353
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
قائل شود وغرض در آن وقت بتصحيح آن مقدّمات متعلّق نباشد ، يا اين كه غرض از آن جدل اين باشد كه چون خصم ببيند كه آن مدّعى بنا بر مقدّماتى كه خود قبول دارد حقّ باشد يا مشهورست سست گردد اعتقاد أو در انكار آن ونزديك گردد بقبول آن تا بعد از آن اثبات حقّيّت آن ببرهان بشود ، وممكن است كه مراد به « مراء » در اينجا نزاع وجدال با مردم باشد در مسائل از براي اظهار افزونى مرتبهء خود وغلبهء خود بر ايشان هر چند بمقدّمات حقّه باشد ، و « وجه بىرغبت بودن صاحب يقين درست در آن » اينست كه اظهار افزونى وتفوّق خود بر ديگران شرعا وعقلا مذموم است ، وممكن است كه مراد مطلق نزاع وجدال با مردم باشد هر چند از براي گرفتن حقّ خود باشد از ايشان ، وبىرغبت بودن صاحب يقين درست در آن ، باعتبار اينست كه گذشتن از حقّ بر أو باعتبار يقين أو بتلافى حقّ تعالى سهل است ، پس مرتكب قبح وزشتى منازعه ومجادله وتعب وزحمت آن نمىشود . 8710 من صبر على طول الأذى أبان عن صدق التّقى . هر كه صبر كند بر درازى ايذاى مردم أو را ، ظاهر كند راستى پرهيزگارى خود را . 8711 من اكتفى بالتّلويح استغنى عن التّصريح . هر كه اكتفا كند باشاره مستغنى است از تصريح ، غرض اينست كه در منع وزجر چنين كسى از چيزى اشاره كافيست وتصريح بآن نبايد كرد كه ايذاء زياديست بىحاجت بآن ، وهمچنين در نظاير آن . 8712 من كذّب سوء الظّنّ بأخيه كان ذا عقد صحيح وقلب مستريح . هر كه تكذيب كند بدگمانى را ببرادر خود بوده باشد صاحب پيمان درست ودل راحت يابنده ، مراد به « تكذيب آن » عمل نكردن به آنست وخواهد بود صاحب پيمان درست باعتبار اين كه در عهد وپيمان برادرى درست اينست ، و « دل راحت يابنده » باعتبار اين كه هرگاه تكذيب كند آن بدگمانى را فارغ باشد از فكر وانديشهء تدارك