جمال الدين محمد الخوانساري

348

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

8687 من جهل موضع قدمه عثر « 1 » بدواعى ندمه . هر كه نداند جايگاه پاى خود را بلغزد بخواننده‌هاى پشيمانى خود ، مراد ترغيب در اينست كه آدمي قدر ومرتبهء خود را داند وپا از اندازهء خود بيرون نگذارد واگر نه بلغزد بكارى چند كه بخوانند أو را بسوى پشيمانى أو ، يعنى سبب پشيمانى أو باشند وعاقبت پشيمانى گردد از آنها . 8688 من ظلم قصم عمره ودمّر عليه ظلمه . هر كه ستم كند شكسته شود عمر أو ، وهلاك كند أو را ستم أو . 8689 من اطّرع ما يعنيه وقع إلى ما لا يعنيه . هر كه دور كند آنچه را مهمّ أو باشد بيفتد بسوى آنچه مهمّ أو نباشد ، غرض ترغيب بر اشتغال بمهمّات است يعنى چيزى چند كه در كار وضرور باشد وفوت آن باعث همّ واندوه گردد ، واين كه كسى كه واگذارد مهمّى را نمىشود كه نيفتد در كارى كه مهمّ أو نباشد وبكار أو نيايد ، ودر بعضي نسخه‌ها « يغنيه » در هر دو جا بضمّ يا وغين با نقطه است وبنا بر اين ترجمه اينست كه : هر كه دور كند آنچه را بىنياز سازد أو را بيفتد در آنچه بىنياز نسازد أو را ، وحاصل هر دو يكيست . 8690 من أحسن الوفاء استحقّ الاصطفاء . هر كه نيكو كند وفادارى را سزاوار باشد برگزيدن را ، يعنى برگزيدن أو را براي دوستى وبرادرى . 8691 من قوى دينه أيقن بالجزاء ورضى بمواقع القضاء . هر كه قوى باشد دين أو يقين كند بجزا وراضى باشد بجايگاههاى قضا يعنى يقين كند بجزا دادن حقّ تعالى هر عملي را ، اگر نيك باشد بنيكى واگر بد باشد

--> ( 1 ) كذا بخطّ شارح ( ره ) واز باب « نصر » و « ضرب » و « علم » نيز آمده است ، در أقرب الموارد گفته : « عثر الرّجل والفرس عثرا وعثيرا وعثارا زلّ وكبا ( تا آخر ) » .