جمال الدين محمد الخوانساري

316

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

وزحمت سياست ، ورنج آن را بر خود گذارد . 8536 من قصر عن السّياسة صغر عن الرّياسة . هر كه كوتاه باشد از سياست كوچك باشد از رياست ، يعنى هر كه كوتاهى كند در امر ونهى رعيّت واصلاح أحوال ايشان باين كه از أو نيايد يا كاهلي كند ونكند مرتبهء أو كوچكست ، واهليّت سركردگى وقابليّت رياست ندارد . 8537 من اجترأ « 1 » على السّلطان فقد تعرّض للهوان . هر كه جرأت كند بر پادشاه پس بتحقيق كه متعرّض خوارى گرديده ، مراد منع از جرأت‌كردن بر پادشاه است بگفتن حرفى يا كردن كارى كه ملايم طبع أو نباشد وأو را از آن خوش نيايد واين كه آن خود را در معرض خوارى در آوردنست . 8538 من سأل ما لا يستحقّ قوبل بالحرمان . هر كه سؤال كند چيزى را كه مستحقّ آن نباشد برابر كرده شود بمحرومى ، مراد تعليم مردم است باين كه هر كه سؤالي كند از درگاه حقّ تعالى يا از كسى ، بايد كه سؤال چيزى باشد كه استحقاق واهليّت آنرا داشته باشد واگر نه در برابر آن سؤال وبإزاء آن محرومى خواهد بود وثمرهء ديگر نخواهد داشت . 8539 من دارى أضداده أمن المحارب . هر كه مدارا كند با دشمنان خود أيمن گردد از « محارب » يعنى جنگها ، يا جنگ كننده‌ها . 8540 من فكّر في العواقب أمن المعاطب . هر كه فكر كند در عاقبتها أيمن گردد از « معاطب » يعنى هلاكتها يا جايگاههاى هلاكت . 8541 من أهمل العمل بطاعة اللَّه ظلم نفسه .

--> ( 1 ) در نسخهء شرح بخطّ شارح ( ره ) : « اجترى » بقلب همزه بألف بمنظور تخفيف .