جمال الدين محمد الخوانساري

224

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

هر كه مالك أو شود جزع محروم مىشود فضيلت صبر را ، مراد به « مالك شدن جزع أو را » اينست كه أو فرمان آن برد وجزع وبىتابى كند . 8087 من لا أخا له لا خير فيه . هر كه برادرى نباشد از براي أو نيست خيرى در أو ، مراد برادر مؤمنيست كه أو را دوست وصديق كرده باشد . ودر بعضي نسخه‌ها « إخاء » بكسر همزه ومدّ واقع شده وبنا بر اين معنى اينست كه : هر كه برادرى « 1 » نباشد از براي أو ، يعنى رعايت برادرى ودوستى ولوازم آن نكند . 8088 من لا عقل له لا ترتجيه « 2 » . هر كه عقلي نباشد از براي أو اميد مدار باو . 8089 من قلّ أدبه كثرت مساويه . هر كه كم باشد أدب أو بسيار شود بديهاى أو . 8090 من اقتحم لجج الشّرور لقى المحذور . هر كه ناگاه داخل شود در لجّه‌هاى شرّها ملاقاة كند آنچه را حذر باشد از آن ، « لجّه » جاى معظم آب را گويند ، ومراد اينست كه آدمي همواره بايد كه با حذر واحتياط باشد كه اگر بىپروا باشد وناگاه خود را در مهلكه‌ها اندازد ملاقاة كند زيان ونقصانى چند را كه حذر از آن بايد كرد .

--> ( 1 ) ياء « برادرى » ياء مصدريست زيرا ترجمهء « إخاء » است كه مرادف « مواخات » است براي اين كه هر دو مصدر قياسي باب مفاعله است . ( 2 ) كذا در نسخ بياء قبل از ضمير ، پس يا فعل منفى است نه منهى چنانكه شارح ( ره ) ترجمه كرده ، ويا عود حرف علّه بجهت رفع ثقل اجتماع دو كسره شده ، ويا ياء اماله است نه ياء اصلى حرف علّه ، ويا بجهت مشاكله وازدواج با فقرهء سابقه ولاحقه از سقوط آن صرف نظر شده اگر آنها در يكجا از آن حضرت عليه السّلام صادر شده باشد واللّه أعلم .