جمال الدين محمد الخوانساري

197

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

هر كه موافقت كند با هوا وهوس خود مخالفت كند با رشد خود ، يعنى با راه درست از براي خود . 7958 من عدّد نعمه محق كرمه . هر كه بشمارد نعمتهاى خود را باطل كند كرم خود را ، يعنى هر كه بشمارد واظهار كند احسانهاى خود را كه بمردم كرده باطل كند كرم خود را زيرا كه آن را مكدّر بمنّت يا قصد ريا وشهرت كند « كريم » چنانكه در أحاديث ديگر وارد شده كسيست كه آنچه دهد فراموش كند آن را . 7959 من قوى هواه ضعف عزمه . هر كه قوى باشد هوا وهوس أو ضعيف باشد عزم أو ، زيرا كه أكثر اينست كه عزمي كه كند باندك هوا وهوس كه كند ومنافى آن باشد آن را بر هم زند پس عزمهاى أو ضعيف باشد وثباتى نداشته باشد وغرض بيان قبح ضعف عزمست وقبح پيروى هوا وهوس از راه اين كه باعث ضعف عزم وعدم ثبات آن مىگردد . 7960 من ساء ظنّه ساء وهمه . هر كه بد باشد ظنّ أو بد باشد وهم أو ، پوشيده نماند كه شايع استعمال « ظن » است در چيزى كه جزم بآن نباشد امّا گمان آن داشته باشد ، يعنى احتمال آن را راجح داند واستعمال « وهم » است در احتمال مقابل آن ، يعنى در احتمال مرجوح ، وگاهى « ظنّ » نيز در احتمال مرجوح استعمال مىشود ، وگاهى « وهم » نيز در احتمال راجح استعمال مىشود ، وظاهر اينست كه مراد در اين فقرهء مباركه مذمّت بدگمانى بمردم باشد واين كه مراد به « وهم » نيز « ظنّ » باشد يعنى گمان ، ومراد اين باشد كه هر كه بدست گمان أو بمردم بدست اين گمان أو ، گمان بد بمردم نبايد داشت وتفسير ظنّ بوهم در آخر بنا بر استعمال آخر باشد جهت رعايت سجع فقرهء سابق ، يا اشاره باشد باين كه آن گمان در واقع گمان نيست ووهم است ، راجح