جمال الدين محمد الخوانساري

173

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

از كدورات وآلام باشد قطع نظر از وزر ووبال أخروي كه لازمهء سعى در رسيدن به آنها باشد وبر تقديرى كه از همهء آنها صاف وخالص باشد ظاهرست كه آنها در جنب مثوبات أخروي وآن آلاء ونعماى بهشت در كمال خسّت ودنائت باشد وبا وجود اين در اندك زماني باشد وبزودى منقطع گردد وهر عاقلى هرگاه اندك تأمّل كند داند كه اختيار اينها بر آنها نتوان كرد وبر تقديرى كه سعى در آنها بر وجهي باشد كه ضرر بآخرت نرساند در اين خود شكّى نيست كه هر سعيى كه از براي آنها بشود اگر آنهم اضافهء سعى از براي آخرت بشود باعث زيادتى بلندى مرتبهء أو در آن نشأهء پايندهء جاويد گردد چه مراتب آن غير متناهيست وبهر مرتبهء كه كسى در آن برسد رسيدن ببلندتر از آن متصوّر باشد پس باز هر عاقلى كه نيكو تأمّل كند اختيار اين ميكند كه در آن بقدر ضرورت اكتفا شود وهر سعى كه در قدر زياد بر آن بكند آنها را هم اضافهء سعى در أمور اخروى كند . 7832 من عرف النّاس تفرّد . هر كه بشناسد مردم را تنهائى گزيند ، زيرا كه هر كه بشناسد ايشان را ميداند كه اختلاط وآميزش با أكثر ايشان ثمرهء بغير ضرر أخروي بلكه دنيوي نيز ندارد وهر كه اين را داند يقين اختيار تنهائى وترك اختلاط وصحبت ايشان ميكند . 7833 من غدر شانه غدره . هر كه بىوفائى كند زشت كند أو را بىوفائى أو . 7834 من مكر حاق به مكره . هر كه مكر كند فرو گيرد أو را مكر أو يا فرود آيد بر أو چنانكه حقّ تعالى در قرآن مجيد فرموده : اسْتِكْباراً فِي الْأَرْضِ وَمَكْرَ السَّيِّئِ وَ ، فرو نمىگيرد مكر بد مگر أهل آن را ، يا فرود نمىآيد مكر بد مگر بر أهل آن .