جمال الدين محمد الخوانساري

163

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

استحقاق ثواب داشته باشد ثواب داده شود ، وهر كه استحقاق عقاب داشته باشد عقاب كرده شود ، وعفو وبخشايش نباشد ، يا اگر باشد كم باشد ، يا از بعضي گناهان باشد واز گناهان بزرگ نباشد ، ودر أحاديث امر بنيكوئى گمان بحقّ تعالى ونهى از بدى گمان باو بسيار وارد شده ووارد شده كه حقّ تعالى مىفرمايد كه : من بر وفق گمان بندهء مؤمن بمن سلوك ميكنم با أو ، اگر خوب باشد خوب ، واگر بد باشد بد ، ووارد شده كه : حقّ تعالى كريمست وبدست اوست همهء خيرات ، وشرم مىدارد كه بندهء مؤمن أو نيكو كرده باشد گمان را باو وأو خلف كند گمان واميد أو را ، پس نيكو كنيد بخدا گمان را ورغبت كنيد بسوى أو ، وبنا بر اين ممكن است كه مراد در دو فقرهء مباركهء اوّل اين باشد كه : هر كه نيكو باشد گمان أو بخدا نيكو باشد نيّت أو يعنى همين نيّت وقصد أو نيكو باشد وسبب رستگارى أو گردد ، يا اين كه حقّ تعالى ببركت اين گمان نيّت وقصد أو را در هر باب نيكو گرداند تا اين كه سبب نجات ورستگارى أو گردد وبا أو بر نحوى كه گمان كرده سلوك شود ، يا اين كه كسى كه اين گمان داشته باشد عفو وبخشايش را هر چند گناه بزرگ باشد نيكو ميداند واين سبب اين مىشود كه خود نيز عفو از ديگران را كه گناهى نسبت باو كرده باشند نيكو داند وعداوت وبغض ايشان را در دل نگيرد ونيّت وقصد انتقام نداشته باشد پس نيّت وقصد أو در بارهء مردم نيكو باشد ، وهمچنين در فقرهء مباركهء دويم مراد اين باشد كه : هر كه گمان أو بحقّ تعالى بد باشد باطن أو بد باشد ، يا باعتبار اين كه همين گمان كافيست در بدى باطن أو ، يا اين كه اين سبب اين شود كه حقّ تعالى باو لطف نكند وأو را بخود واگذارد وأو ازالهء صفات ذميمه از خود نكند بلكه آنها در أو باقتضاى قواى شهويّه وغضبيه در تزايد وتضاعف باشد ، يا اين كه چنين كسى چون عفو وبخشايش را ضرور نمىداند ودر بارهء حقّ تعالى تجويز اين ميكند كه بمحض عدالت سلوك كند وتفضّل وترحّم نكند پس در خود بطريق أولى اين معنى را روا دارد واين باعث اين مىشود كه هر كه نسبت باو گناهى كند بغض وكينهء أو را