جمال الدين محمد الخوانساري
121
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
عليه الّا انّى مفضيه إلى الخاصّة ممّن يؤمن ذلك منه ، والّذى بعثه بالحقّ واصطفاه على الخلق ما انطق الّا صادقا ، ولقد عهد الىّ بذلك كلّه وبمهلك من يهلك وبمنجا من ينجو ، وما أبقى شيئا يمرّ على رأسي الّا افرغه في أذني وافضى به الىّ . اگر مىخواستم كه خبر دهم هر مردى از شما را بمخرج أو ومولج أو وبجميع حال أو هر آينه مىكردم ، ليكن من مىترسم از اين كه كافر شويد بسبب من برسول خدا - رحمتهاى خدا بر أو باد - امّا اين كه من رسانندهء آنم بسوى خواصّ از آنكه ايمنى داشته شده است اين از أو ، وسوگند به آن كه فرستاده أو را بحقّ وبرگزيده أو را بر خلق كه گويا نمىشوم مگر راستگو ، وهر آينه بتحقيق عهد كرده بسوى من بآن همهء آن ، وبهلاك شدن هر كه هلاك مىشود ، وبرستگارى هر كه رستگار مىگردد ، وباقي نگذاشته چيزى را كه بگذرد بر سر من مگر اين كه ريخته آنرا در گوش من ورسانيده آنرا بسوى من . ممكن است مراد به « مخرج » و « مولج » جايگاه بيرون آمدن ومحلّ داخل شدن باشد ومراد خبر دادن هر كس باشد باين كه از كجا بيرون آمده وبكجا داخل خواهد شد ، يا از كجا در قيامت بيرون خواهد آمد وبكجا داخل خواهد شد ، يعنى بهشت يا دوزخ ، وممكن است كه « مخرج » و « مولج » بمعنى بيرون آمدن وداخل شدن باشد نه محلّ آنها ، ومراد خبر از اين باشد كه كي بيرون آمده از جاى خود وكي داخل خواهد شد ، يا مراد بيرون آمدن از دين باشد وداخل شدن در آن واين كه كه بيرون رود از دين يا بيرون رفته ، وكه داخل شود يا داخل شده ، ومراد به « ترس از كافرشدن ايشان بسبب من برسول خدا » يا ترس از كافر شدن ايشانست بسبب اين كه تكذيب كنند خبري از آن خبرها را كه بدهد وچون آنها همه مستند برسول خداست پس تكذيب آنها تكذيب اوست وكفر باو وآن حضرت سبب آن شود از راه