جمال الدين محمد الخوانساري
103
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
كرده شده ، يعنى عقلها بنهايت معرفت حق تعالى نرسيدهاند كه كنه ذات أقدس أو را دانسته باشند يا اين كه عقلها احاطه باو نكردهاند چه هر چه چيزى احاطه كند بآن متناهي مىشود در آن ، ومراد همانست كه كنه ذات أقدس أو در نيامده در عقلها پس بوده باشد در آنچه فكر ايشان بآن وزيده چگونگى كرده شده ، يعنى چگونگى آنرا دانسته باشند ، بلكه بنهايت معرفت أو نرسيدهاند يا احاطه باو نكردهاند پس نه در جايگاه وزيدن فكر آنها چگونگى كرده شده است ، ونه در انديشههاى خاطرهاى آنها از فكر خود تمييز كرده شده وتبيين كرده شده ، يعنى تمييز كنه ذات أو نكردهاند وپى بآن نبردهاند ، و « تبيين آن نكردهاند » يعنى آن را واضح نكردهاند وكشف پردهء خفا از آن ننمودهاند ، وممكن است مراد به « محدّد » تحديد كرده شده باجزاء باشد چنانكه لازم تحديد اصطلاحى است و « مصرّف » بمعنى تغيير داده شده باشد ومراد اين باشد كه در عقلها درنيامده پس نه در جايگاه وزيدن فكر آنها چگونگى كرده شده است ونه در انديشههاى خاطرهاى آنها تحديد كرده شدهء تغيير داده شده ، ومراد تغير بتركيب از اجزاء وتحليل به آنها باشد چنانكه محقق بحراني گفته ، يا بودن آن قابل حركت وتغير چنانكه ابن أبي الحديد گفته ، وبنا بر اين مراد ردّ بر مشبّههء مجسّمه باشد چه جسميت لازم دارد قبول حركت وتغيّر را واللّه تعالى يعلم . 7560 لم تظلّ امرء من الدّنيا ديمة رخاء الّا هتنت عليه مزنة بلاء . سايه نينداخته مردى را از دنيا ابر وسعت وفراخى مگر اين كه بريزد بر أو أبر بلائي ، ودر بعضي نسخهها « تطلّ » بطاى بىنقطه است وبنا بر آن ترجمه اينست كه : مشرف نشده مردى را ، وحاصل هر دو يكيست ومراد اينست كه هيچ نعمتي از دنيا نمىشود كه زحمتى در عقب نداشته باشد . 7561 لم يخلقكم اللّه سبحانه عبثا ، ولم يترككم سدى ، ولم يدعكم في ضلالة ولا عمى .