جمال الدين محمد الخوانساري

102

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

از وجه مشاهدهء حسية » . تمام شد كلام أو . وپوشيده نيست تكلف وتعسف در آنچه هر دو گفته‌اند وفساد وجه خطابي كه شارح دوّم گفته ، وهمچنين فساد دعويى كه قبل از اين كرده كه إخبار از محسوسات البتة بايد كه مستند بحسّ باشد واللّه تعالى يعلم . 7557 لم يترك اللّه سبحانه خلقه مغفلا ولا امرهم مهملا . وانگذاشته خداى سبحانه خلق خود را مغفل ، ونه كار ايشان را مهمل ، « مغفل » بصيغهء مفعول « 1 » چيزى را گويند كه غافل شده باشند از آن ونپرداخته باشند بآن ، و « مهمل » چيزيست مثل شتر ونحو آن كه رها كرده باشند وواگذاشته باشند آنرا بخود وكار نفرمايند ومراد اينست كه حق تعالى از خلق خود غافل نشده ونه كار ايشان را بايشان واگذاشته كه رها كرده باشد ايشان را سرخود كه هر چه خواهند كنند بلكه أوامر ونواهى فرموده كه بايد أطاعت وانقياد آنها كنند . 7558 لم يخل اللّه سبحانه عباده من نبىّ مرسل أو كتاب منزل . خالى نگذاشته خداى سبحانه بندگان خود را از پيغمبرى كه فرستاده شده باشد يا كتابي كه فرود آمده باشد بلكه پيغمبران فرستاده وكتابها نازل فرموده تا اين كه عذرى از براي ايشان نماند وحجت بر ايشان تمام باشد . 7559 لم يتناه سبحانه في العقول فيكون في مهبّ فكرها مكيّفا ، ولا في رويّات خواطرها محدّدا مصرّفا . بنهايت نرسيده خداى سبحانه در عقلها پس بوده باشد در جايگاه وزيدن فكر آنها چگونگى كرده شده ، ونه در انديشه‌هاى خاطرهاى آنها تحديد كرده شده وتبيين

--> ( 1 ) يعنى از باب افعال .