جمال الدين محمد الخوانساري
610
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
نكنى تا وقتي كه وارد شوى بر حق تعالى يعنى در عرصهء قيامت . 7173 كن لمن قطعك وأصلا ، ولمن سألك معطيا ، ولمن سكت عن مسألتك مبتدئا . باش مر كسى را كه ببرد از تو پيوند كننده ، ومر كسى كه سؤال كند از تو بخشنده ، ومر كسى را كه خاموش باشد از سؤال تو ابتدأ كننده ، يعنى هر كه از برادران مؤمن صلهء تو بجا نياورد وببرد از تو ، تو بسبب آن مبر از أو وباز صلهء أو بجا آور ، وهر كه سؤال كند از تو بخشش كن باو هر چند درويشى أو را ندانى يا دانى كه درويش نباشد ، وهر كه خاموش باشد از سؤال تو تو ابتدأ كن ببخشش أو ، زيرا كه عطا وبخشش بقدر مقدور به هر كه باشد خواه درويش وخواه غنى وخواه سؤال كننده وخواه خاموش از آثار سخاوت است كه عقلا وشرعا بغايت محمودست . 7174 كن بالمعروف آمرا ، وعن المنكر ناهيا ، ولمن قطعك وأصلا ، ولمن حرمك معطيا . باش بمعروف امر كننده ، واز منكر نهى كننده ، ومر كسى را كه ببرد از تو پيوند كننده ، ومر كسى را كه محروم سازد ترا عطا كننده . ترغيب مردم بأمر معروف ونهى از منكر در آيات كريمه وأحاديث شريفه زيادة از حدّست وقبل از اين نيز مكرّر مذكور شد با ذكر بعضي از أحكام آن ، و « مر كسى را كه ببرد از تو » يعنى هر چند كسى كه ببرد از تو وصلهء ترا بجا نياورد باز تو مبر از أو وصلهء أو را بجا آور ، وهر چند كسى محروم سازد ترا وعطا نكند بتو تو عطا كن باو . 7175 كن باسرارك بخيلا ، ولا تذع سرّا أودعته فانّ الإذاعة خيانة . باش بأسرار خود بخيل ، وفاش مكن سرّى را كه سپرده شده باشى تو آن را ، پس بدرستى كه فاش كردن خيانت است يعنى بخيلى كن در اسرار خود ودر اظهار آنها بمردم ، زيرا كه بر اظهار آنها بسيارست كه ضررها مترتّب شود ، وفاش مكن سرّ