جمال الدين محمد الخوانساري
592
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
بسيارى عذر گفتن عظيم مىگرداند گناهان را ، مراد اينست كه هر گاه كسى گناهى كرده باشد نسبت بكسى وعذر خواهى آن كند بسيار نكند آنرا بمكرّر گفتن عذر ، يا چندين عذر گفتن ، زيرا كه اين مشعر ببزرگى گناه اوست وياد از آن مىدهد ، بخلاف اين كه بسيار گفته نشود كه نشان اينست كه گناه أو چندان نيست . 7105 كثرة الدّين تصيّر الصادق كاذبا والمنجز مخلفا . بسيارى وأم مىگرداند راستگو را دروغگو ، ووفا بوعده كننده را خلاف كننده ، مراد مذمّت وأم بسيارست ، واين كه نمىشود كه راستگو را دروغگو نگرداند در عذرها كه بطلبكاران گويد ووفا بوعده كننده را خلاف كننده نكند باعتبار اين كه ميسر نشود أو را وفا بهر وعدهء كه بكند بايشان . 7106 كثرة السّخاء تكثر الأولياء وتستصلح الأعداء . بسيارى سخاوت بسيار مىگرداند دوستان را وبصلاح مىآورد دشمنان را ، يعنى اصلاح دشمنى ايشان ميكند وآنرا زايل ميكند . 7107 كثرة الغضب تزرى بصاحبه ، وتبدى معايبه . بسيارى خشم عيبناك مىگرداند صاحب خود را ، وظاهر مىسازد عيبهاى أو را ، يعنى آن خود عيبى است از براي صاحب آن ، يا اين كه احداث عيبها ميكند در أو وعيبها كه در أو باشد مثل سبكى وبىباكى از هرزه گفتن وشنيدن ودشنام دادن وشنيدن ، ومانند آنها ، واز تلافى كردن گناهى زيادة از آن وأمثال آنها آشكار مىسازد آن آنها را ، ومراد بسيارى خشمى است كه فرو خورده نشود وعمل شود بر وفق مقتضاى آن . 7108 كثرة الحرص تشقى صاحبه وتذلّ جانبه . بسيارى حرص بدبخت مىگرداند صاحب خود را ، وخوار مىسازد جانب أو را ،