جمال الدين محمد الخوانساري
378
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
چنانكه در فقرهء سابق مذكور شد وبنا بر اين بودن « غيرت » بر اندازهء « أنفت » كلام بىفايده خواهد بود پس ظاهر اينست كه مراد به « غيرت » در اينجا سعى كردن واهتمام داشتن در زايل كردن نقص وعيب باشد از خود ومراد اين باشد كه اين معنى بر اندازهء ننگ داشتن است پس هر چند كسى از چيزى بيشتر ننگ داشته باشد وأو را نقص وعيب خود داند غيرت أو وسعى أو در دفع آن بيشتر باشد وهر گاه پر ننگ نداشته باشد پر غيرتى هم نخواهد داشت واهتمام در دفع آن نخواهد كرد . 6386 غنى الفقير قناعته . توانگرى درويش قناعت اوست ، چه هر گاه قناعت كند بىنياز گردد از ديگران وآن حقيقت توانگريست . 6387 غرور الدّنيا يصرع . فريب دنيا مىاندازد يعنى در هلاكت يا زيان وخسران . 6388 غرور الهوى يخدع . فريب آرزو مىفريبد يعنى كار ديگرست وكم است كه اثر نكند وآدمي را گرفتار نسازد ، وممكن است كه معنى « يخدع » اين باشد كه فساد ميكند يا اين كه رنگ برنگ مىگردد وهر روز برنگى بر مىآيد ، يا اين كه داخل مىشود در دل وپنهان مىشود در آن . 6389 غرور الشّيطان يسوّل ويطمع . فريب شيطان گمراه ميكند وبطمع مىاندازد . 6390 غرور الامل يفسد العمل . فريب اميد فاسد مىسازد عمل را ، زيرا كه مانع مىشود از عمل واز سعى در آن چنانكه بايد . 6391 غرور الجاهل بمحالات الباطل .