جمال الدين محمد الخوانساري

33

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

بگذار طمع وسختى حرص را ، وبرتست لازم بودن وجدا نشدن از عفت وپرهيزگارى . 5185 ذر ما قلّ لما كثر ، وما ضاق لما اتّسع . بگذار آنچه را اندك است از براي آنچه بسيار است ، وآنچه را تنگ است از براي آنچه وسيع است ، يعنى ترك كن دنيا را كه كم وتنگ است از براي آخرت كه بسيار ووسيع است . 5186 ذر الاسراف مقتصدا ، واذكر في اليوم غدا . بگذار اسراف را ميانه روى كننده ، وياد كن در امروز فردا را . يعنى ترك اسراف كن باين كه ميانه‌روى كنى نه اين كه بخل وتنگ‌گيرى نمائى ، و « ياد كردن فردا در امروز » يا تأكيد نهى از اسراف است واين كه : در امروز ياد فردا بايد كرد واز اضطرار واحتياج در آن حذر بايد كرد تا سبب ترك اسراف در امروز گردد ، وممكن است كه كلامي بسر خود باشد ومراد اين باشد كه : در دنيا ياد آخرت بايد كرد وسعى از براي آن بايد نمود . 5187 ذلّل قلبك باليقين ، وقرّره بالفناء ، وبصره فجائع الدّنيا . رام كن دل خود را بيقين ، وقرار ده آنرا بفنا ، وبينا گردان آنرا بمصيبتهاى دنيا . يعنى نفس خود را رام خود كن كه سركشى نكند با تو واز فرمان تو بدر نرود بسبب يقين بأحوال مبدأ ومعاد وانقطاع دنيا وعدم وقع راحت وتعب آن ، بخلاف ثواب وعقاب آخرت كه باقي ودائم وعظيم وجسيم است ، و « قرار ده آنرا بفنا » يعنى بياد آور أو را فناى دنيا وعدم بقاى آنرا تا اين كه بسبب آن قرار گيرد وحريص در طلب آن وسعى از براي آن نباشد ، وهمچنين « بينا گردان أو را بمصيبتهاى دنيا وآلام ومحنتهاى آن » تا باعث قرار واستقرار أو گردد وخود را از براي دنيا مشغول از آخرت نگرداند .