جمال الدين محمد الخوانساري

34

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

5188 ذر السّرف فانّ المسرف لا يحمد جوده ولا يرحم فقره . واگذار اسراف را پس بدرستى كه اسراف كننده ستوده نمىشود بخشش أو ، ورحم كرده نمىشود درويشى أو ، يعنى بخششى كه اسراف كننده كند پسنديده نيست نزد خدا وخلق ، وهرگاه بسبب اسراف فقير ودرويش گردد خدا وخلق فقر ودرويشى أو را رحم نكنند . 5189 ذر العجل فانّ العجل « 1 » في الأمور لا يدرك مطلبه ولا يحمد أمره . واگذار تعجيل كردن را ، پس بدرستى كه تعجيل كننده در كارها در نمىيابد مطلب خود را ، وستوده وپسنديده نمىشود كار أو . 5190 ذروة « 2 » الغايات لا ينالها الّا ذوو التّهذيب والمجاهدات . بلند پايانها را يعنى بلند مراتب ومدارج را نمىرسد بآن مگر صاحبان تهذيب ومجاهدتها ، يعنى آنانكه تهذيب نفوس خود نمايند از معاصي وگناهان ، يعنى پاكيزه سازند آنها را از آنها ومجاهده ، وجنگ كنند با نفوس خود از براي داشتن آنها بر طاعات ومنع از معاصي . 5191 ذمّتى بما أقول رهينة ، وانا به زعيم انّ من صرّحت له العبر عمّا بين يديه من المثلات حجزه « 3 » التّقوى عن تقحّم الشّبهات .

--> ( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « العجل والعجل ككتف ورجل المسرع » . ( 2 ) شارح ( ره ) كلمهء « ذروه » را هم بفتح ذال وهم بضمّ آن ضبط كرده وبر روى آن « معا » نوشته است تا اشاره باشد باين كه قرائت آن بهر دو وجه درست است چنانكه در كتب لغت نيز بآن تصريح شده است . ( 3 ) در نهج البلاغة : « حجزته » ( رجوع شود بخطبهء 16 ، ص 90 ج 1 شرح ابن الحديد ، چاپ اوّل مصر ، ص 90 ) .