جمال الدين محمد الخوانساري
250
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
پس كسى كه فرمانبردارى حرص كند بايد كه اين يقين أو اگر بوده باقي نباشد ، وبنا بر اين مراد به « فاسد كردن » اينست كه نشان ودليل فساد آنست ، وممكن است كه بالخاصيه سبب فساد آن گردد . 5987 طاعة الامل تفسد العمل . فرمانبردارى اميد فاسد ميكند عمل را ، زيرا كه مشغول مىسازد بسعى از براي اميدها ، ومانع مىشود از عمل از براي آخرت . 5988 طاعة الجهول تدلّ على الجهل . فرمانبردارى بسيار نادان دلالت ميكند بر ناداني . 5989 طلاق الدّنيا مهر الجنّة . طلاق دنيا كابين بهشت است ، واين عبارتى است در غايت لطف ، ومحتاج بشرح نيست . 5990 طلب الدّنيا رأس الفتنة . طلب دنيا سر فتنه است ، يعنى مبدأ همهء فتنههاست ، يا عمدهترين آنهاست . 5991 طلب الجنّة بلا عمل حمق . طلب كردن بهشت بي عملي حماقت است ، مراد اينست كه عاقل آنست كه تقصير در عمل نكند وبا وجود آن اميد بهشت از راه تفضل داشته باشد وكسى كه بي عمل طلب آن كند واميد آن داشته باشد أحمق وكم عقل است . 5992 طلب الثّناء بغير استحقاق خرق . طلب ستايش بي استحقاقى كودنى « 1 » است . 5993 طالب الخير من اللّئام محروم .
--> ( 1 ) در برهان قاطع در حرف كاف تازى گفته : « كودن بفتح اوّل بر وزن روزن مردم كينه ودون وكم عقل ونادان وكند فهم وكج طبع وبىادراك را گويند » .