جمال الدين محمد الخوانساري
145
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
نيكبختى مرد در جمع كردن دين أو وعمل كردن از براي آخرت اوست ، مراد به « جمع كردن دين » بدست آوردن آن وحفظ كردن آنست . 5625 سوء الظّنّ يردى مصاحبه وينجى مجانبه . بد گمانى هلاك مىگرداند مصاحب خود را ، ورستگار مىگرداند دورى كننده از آنرا ، مراد عمل كردن ببد گمانى است زيرا كه ظاهرست كه أصل بدگمانى مقدور كسى نيست وهر گاه عمل بآن نشود هلاك بر آن مترتّب نشود . 5626 سبع اكول حطوم خير من وال ظلوم غشوم . جانور درندهء خورندهء بر هم شكننده بهترست از أمير ستمكار ظلم كننده . 5627 سوء الجوار « 1 » والإساءة إلى الأبرار من أعظم الّلؤم . بدى همسايگى وبدى كردن بسوى نيكوكاران از بزرگترين دنائت وناكسى است . سوء الخلق شؤم ، والإساءة إلى المحسن لؤم . بدى خوى شوم است وبدى كردن بسوى احسان كننده دنائت وناكسى است ، اين فقرهء مباركه در أوايل اين فصل مذكور شد وسهوا مكرّر نقل شده « 2 » . 5628 سفك الدّماء بغير حقّها يدعو إلى حلول النّقمة وزوال النّعمة . ريختن خونها بغير حقّ آنها مىخواند بسوى فرود آمدن عقوبت وزايل شدن نعمت ، يعنى سبب فرود آمدن عقوبت وانتقام در دنيا وزوال نعمت در آن مىشود زيادة بر عذاب وعقاب اخروى .
--> ( 1 ) شارح ( ره ) كلمهء « الجوار » را بضم جيم وكسر آن ضبط كرده وبر روى آن « معا » نوشته يعنى قرائت آن بهر دو وجه درست است ، در منتهى الإرب گفته : « جاوره مجاورة وجوارا بالضمّ وقد يكسر همسايگى كرد با أو ودر زنهار وى شد » . ( 2 ) نظر باين تصريح شماره براي حديث نگذاشتيم .