جمال الدين محمد الخوانساري

137

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

آن . مراد اينست كه آدمي بايد كه آنچه سؤال كند وخواهد كه بياموزد چيزى چند باشد كه علم آنها در كارست وجاهل در آنها معذور نيست ، نه علومى كه ضرور نيست واشتغال به آنها مانع مىشود از تحصيل علوم ضروريّه . 5596 سل الرّفيق « 1 » قبل الطّريق . سؤال كن رفيق را پيش از راه . مراد مبالغه در اين است كه رفيق در سفر ضرور است وبي رفيق سفر نبايد كرد بمرتبهء كه كسى كه خواهد براهى برود اوّل بايد از رفيق پرس وجو « 2 » نمايد بعد از آن از راه . 5597 سلوا اللّه العفو والعافية وحسن التّوفيق . سؤال كنيد از خدا عفو وعافيت ونيكوئى توفيق را . يعنى هميشه بايد كه از خداى عزّ وجلّ اين سه چيز را سؤال كنيد . « عفو » يعنى آمرزش گناهان ودر گذشتن از آنها ، و « عافيت » يعنى سالم بودن از بيماريها وبلاها وگناهان ، و « توفيق » يعنى تهيه كردن حق تعالى أسباب خيرات را از براي أو . 5598 سل عن الجار قبل الدّار . سؤال كن از همسايه پيش از خانه يعنى هر گاه خواهى كه خانه بگيرى اوّل پرس وجو كن از همسايه‌هاى أو بعد از آن پرس وجو كن از خانه وكيفيت آن . ومراد اينست كه خوب بودن همسايه در خانه از همه چيز آن ضرورتر است وضرر همسايهء بد از همه بديهاى آن بيشتر است . 5599 سادة أهل الجنّة الأتقياء الأبرار .

--> ( 1 ) كذا در متن وشرح ليكن در نهج البلاغة « عن الرفيق » يعنى جويا شو از رفيق يعنى رفيق راه را پيش از راه افتادن وحركت بسفر كردن طلب كن ( وعبارت در وصيت‌نامهء أمير المؤمنين بامام حسن عليهما السّلام موجود است بهمين نحو مذكور ) . ( 2 ) كذا صريحا يعنى پرسش كند وجستجو نمايد وگويا اصطلاح محلى بوده است .