جمال الدين محمد الخوانساري

89

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

از خانه ومحلّ قرار خود كه بهشت باشد دور افتاده وبمنزلى خشك بي گياه كه دنيا باشد مانده ومىبايد كه زحمت وتعب سفر از آن را متحمل شود تا بوسعت خانه خود ومحلّ قرار خود وآلاء « 1 » ونعماى آن برسد . 3900 انّما ينبغي لأهل العصمة والمصنوع « 2 » إليهم في السّلامة أن يرحموا أهل المعصية والذّنوب وأن يكون الشّكر على معافاتهم هو الغالب « 3 » عليهم والحاجز « 4 » لهم . بدرستى كه نيست سزاوار از براي أهل عصمت واحسان كرده شده بسوى ايشان در سلامتى مگر اين كه رحم كنند أهل معصيت وگناهان را ، واين كه بوده باشد شكر بر عافيت داده شدن ايشان آن شكر غالب بر ايشان ومانع از براي ايشان « أهل عصمت » . يعنى جمعى كه نگاه داشته شده‌اند از گناهان و « احسان كرده شده بسوى ايشان در سلامتى » نيز تأكيد ايشان است زيرا كه حق تعالى احسان كرده بايشان وتوفيق سلامتى از گناهان داده ، و « رحم كردن ايشان أهل معصيت وگناهان را » باين است كه سعى كنند در پند وموعظه ايشان ودعا كنند از براي بصلاح آمدن ايشان ، واستغفار وطلب آمرزش كنند از براي هر كه رفته باشد از ايشان . ومراد به « بودن شكر بر عافيت‌دادن ايشان غالب بر ايشان » اين است كه در أغلب أوقات شكر اين معنى بكنند كه عافيت يافته‌اند در گناهان واين لطف ونعمت حق تعالى را بر خود مانع گردانند از اين كه بعد از آن ديگر مرتكب امرى گردند كه خشنودى أو در آن نباشد .

--> ( 1 ) « آلاء » جمع « إلى » است كه بمعنى نعمت ميباشد . ( 2 ) مخفى نماند كه مراد به « مصنوع إليهم في السلامة » غير أهل عصمت است كه آن جمعىاند كه سالمند از مرضها وآفتها بنا بر اين بعد آن بعنوان لف ونشر مرتب خواهد بود يعنى « أن يرحموا » كه مراد أهل عصمت باشند و « أن يكون الشكر » تا آخر أهل سلامت باشند ، ( حسين ) . ( 3 ) كذا مرفوعا بخط شارح ( ره ) ، وصحيح نصب است بنا بر آنكه « هو » ضمير فصل است . ( 4 ) كذا مرفوعا بخط شارح ( ره ) ، وصحيح نصب است بنا بر آنكه « هو » ضمير فصل است .