جمال الدين محمد الخوانساري

34

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

بتها » آنهم مشهور ومعروف است وخاصه وعامه را در آن سخنى نيست ومراد بتها است كه بر كعبه معظمه بود وآن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه فرموده : رسول خدا صلى اللّه عليه وآله بر دوش آن حضرت بالا رفت تا به آنها رسيد وپائين انداخت ودر هم شكستند وخرد شدند وأحمد بن حنبل كه يكى از أئمة أربعة أهل سنت است در مسند خود روايت كرده از أبى مريم از آن حضرت عليه السلام كه فرموده : رفتيم من وپيغمبر تا رسيديم بكعبه پس گفت بمن رسول خدا صلى اللّه عليه : بنشين وبالا رفت بر دوش من پس رفتم كه برخيزم با آن حضرت پس ديد از من ضعفي پس فرود آمد وخود بنشست از براي من وفرمود كه : بالا رو بر دوش من پس بالا رفتم بر دوشهاى مبارك آن حضرت پس بلند كرد مرا وچنين در خيال من در آمد كه اگر خواهم هر آينه برسم بكنار آسمان تا اين كه برآمدم بر خانه وبر آن بود بتي از برنج يا مس پس گرديدم من چنين كه قصد آن كنم وچاره آن نمايم از طرف راست آن واز چپ آن وپيش روى آن واز پشت سر آن تا اين كه چون خوب گرفتم آن را فرمود بمن رسول خدا صلى اللّه عليه وآله كه : بينداز آن را پس انداختم آن را پس شكست چنانكه مىشكند شيشه‌ها ، بعد از آن پائين آمدم ورفتم من ورسول خدا صلى اللّه عليه وآله بسرعت وشدت تا اين كه پنهان شديم بخانه‌ها از ترس اين كه مبادا برخورد بما احدى از مردم وپوشيده نيست كه در اين روايت اگر چه يك بت مذكور شده نهايت منافاة ندارد با اخبار ديگر كه در آنها بتها واقع شده موافق اين فقرهء مباركه زيرا كه ممكن است كه يك بت از آنها بزرگتر وعمده‌تر باشد پس بآن اعتبار در اين خبر اقتصار بر ذكر آن شده باشد و « بودن آن حضرت جهادكننده با كفار » ظاهر است وهيچ كس در آن باب طرف نسبت أو نتواند شد چنانكه مشهور ومعروف است از تتبع اخبار وآثار كه در باب وقايع پيغمبر صلى اللّه عليه وآله وهمچنين وقايعى كه در أيام خلافت ظاهري آن حضرت روى نمود وارد شده ظاهر مىشود چنانكه در جنگ بدر كه أول جنگى بود كه حق تعالى مسلمانان را امر بآن فرمود با وجود كمي مسلمانان وبسيارى كفار